اسماعیل عبدی:در اعتراض به نقض گسترده حقوق شهروندی معلمان و کارگران اعتصاب غذا خواهم کرد

نوروز ۹۷، چهلمین نوروز پس از انقلاب است، انقلابی که با وعده عبور از دیکتاتوری، استقرار دموکراسی، ایجاد شفافیت و جلوگیری از انباشت ثروت در دست طبقه‌ای خاص در سال ۵۷ به وقوع پیوست.


اسماعیل عبدی:در اعتراض به نقض گسترده حقوق شهروندی معلمان و کارگران اعتصاب غذا خواهم کرد

انقلابی که به گفته روحانیون و برخی گروه‌های سیاسی قرار بود در ایران پیام‌آور صلح و آزادی و پایان‌دهنده فقر و تبعیض باشد، به‌گونه‌ای که مردم علاوه بر آب و برق مجانی! دارای حقوقی چون آزادی اندیشه و بیان، آموزش و پرورش رایگان و برابر، تشکیل انجمن و اتحادیه، اعتراض و اعتصاب، تجمع و راهپیمایی و تساوی در برابر قانون باشند.

اما این آرمان‌ها در حد شعار باقی ماند و نعمات و سفره انقلاب به جای فقرا، نصیب اصحابِ زر و زور و تزویر شد و در این مدت گروه‌هایی به میدان آمدند که با تبلیغات رسانه‌ای حکومت، با وعده بهبود وضعیت معیشت و منزلت، اعتقادات و ارزش‌های اجتماعی مردم را دستمایه جذب آرا قرار داده و تمام مدت مشغول ثروت‌اندوزی از بیت‌المال بودند و حالا به یُمن رقابت‌های جناحی، پرده از اسرار هم برمی‌دارند.

در طول این چهار دهه بیشتر کشورهای دنیا، توسعه آموزش را در اولویت برنامه‌های خود قرار دادند ولی در ایران بزرگترین وزارتخانه کشور با بیش از یک میلیون معلم و میلیون‌ها دانش‌آموز، در هر دوره دارای کسری بودجه بوده و توزیع امکانات رفاهی و آموزشی همواره به ضرر فقرا و به نفع ثروتمندان انجام شده است و در حالی که بیشتر مدارس کشور فرسوده‌اند و خطرات زیادی آموزگاران و دانش‌آموزان را تهدید می‌کند و معلمان بازنشسته و شاغل(رسمی، آزاد، پیمانی، حق‌التدریس و پیش‌دبستانی) و همچنین کارگران زحمتکش، دغدغه زنده‌ماندن زیر خط فقر را دارند، هر چند روز یک‌بار خبر از اختلاس و دزدی و غارت از دسترنج آنان به گوش می‌رسد که اختلاس ۱۳ هزار میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان از جمله آن‌هاست.

پس از برجام در حالی‌که مسئولان جمهوری اسلامی در تریبون‌ها از پایبندی نظام به اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و میثاق‌‌های بین‌المللی سخن می‌رانند، بخش‌هایی از حاکمیت حتی به قانون اساسی که خود تدوین‌گر آن بوده‌اند، وفادار نیستند. آنان با ایجاد فضای امنیتی برای اندک تشکل‌های مستقل صنفی کارگران و معلمان و سرکوب تجمعات مسالمت‌آمیز و پرونده‌سازی برای فعالان صنفی و صدور احکام زندان با اتهاماتی نخ‌نماشده، مانند اقدام علیه امنیت ملی، در دادگاه‌های فرمایشیِ بدون هیأت منصفه، سعی دارند تضادهای موجود در سطوح مختلف جامعه را کنترل و منتقدان را سرکوب نمایند؛ متأسفانه در روزهایی که گروه‌های حقوق‌بشری و نهادهای بین‌المللی همچون سازمان عفو بین‌الملل، سازمان جهانی کار(ilo) و سازمان جهانی معلمان (ei)، با دقت شرایط کارگران و معلمان را در ایران رصد می‌کنند، دامنه سرکوب کنشگران صنفی افزایش یافته و حتی به مدارس و کارخانه‌ها کشانده شده است.

عده ای از کار به دستان، با اعمال فشار به دستگاه قضایی در صدور کیفرخواست و حکم، رَدِ اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، رَدِ آزادی مشروط و حتی در دادن مرخصی به زندانیان دخالت کرده و فراتر از قانون حرکت می‌کنند و متأسفانه قاضی، دادستان و عوامل قضایی، تحتِ امر آن‌ها هستند.

اینجانب ضمن اعلام هبستگی با تمام معلمان و کارگران جهان، به عنوان یک آموزگار و عضو هیأت مدیره تشکل قانونیِ کانون صنفی معلمان تهران، دارای مجوز از وزارت کشور نسبت به عواقب شوم برخوردهای سلیقه‌ای و غیرقانونی در قوه قضاییه هشدار می‌دهم و در اعتراض به نقض گسترده حقوق شهروندی معلمان و کارگران ایران و با درخواست مشخصِ برگزاری دادگاه علنی و برخورداری از حقوق قانونی در پرونده‌ام همچون استفاده از حق مرخصی طبق ماده ۵۲۰ و مرخصی استعلاجی جهت درمان، (که اکنون به شکل غیرقانونی مسدود شده است) از تاریخ سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ اعتصاب غذا خواهم کرد. بدیهی است عواقب ناشی از این اعتصاب غذا بر عهده قوه قضاییه است.

اسماعیل عبدی

زندان اوین، بند۴ سالن۴

فروردین ۱۳۹۷

رونوشت:

★سازمان جهانی معلمان Ei

★سازمان جهانی کار ilo

★سازمان عفو بین‌الملل

………………………..

اسماعیل عبدی و دیدن پیچش ها در کنش ها

پیرامون جایزه بین المللی همبستگی اتحادیه ملی مدیران مدارس و زنان بریتانیا به اسماعیل عبدی

✍عزیز قاسم زاده_ عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان گیلان

اسماعیل عبدی شخصیتی جذاب و دوست داشتنی در میان کنشگران صنفی است.

ورود او به صحنه ی فعالیت های کانونی در اواسط دهه 80 خیلی زود او را به یکی از چهره های اصلی جریان معلمی تبدیل کرد.

هوش و ذکاوت سرشار، پردازش ایده های نو، ارتباط گسترده با فعالان کانون ها، شجاعت و صراحت و صداقت در کلام و رفتار اسماعیل عبدی، موجب شد تا او امروز تبدیل به مطرح ترین چهره ی معلمی ایران در تشکل های مدنی بین المللی باشد.

قصه آنجا سراسر به تراژدی ماکزیمالیستی پیوند می یابد، که دریابیم اسماعیل عبدی از نهادی بین المللی بهترین جایزه را به خاطر تلاش های صنفی و سندیکالیستی در جهت آموزش رایگان و عمومی دریافت کرده، اما مزد او در کشورش به واسطه ی همین تلاش ها برای فرزندان ایران، قرار گرفتن پشت میله های زندان است.

اهمیت اسماعیل عبدی در گسترش حوزه فعالیت های مدنی و حقوق بشری اوست. او نخستین و مهم ترین چهره ی فعالان صنفی است که با اتکا به تعریف جهانی کار و کارگر پذیرفته شده در سازمان جهانی کار به نزدیکی جریان معلمی و کارگری همت گماشت.

تجربه ی اعتصاب غذای مشترک او با جعفر عظیم زاده، چهره مقاوم و کم نظیر جریان کارگری و پیامدهای مبارک ناشی از این ائتلاف نام عبدی و درستی منش او در نزدیکی کارگر و معلم را بیشتر نمایان ساخت. به گونه ای که بسیاری از چهره های صاحب نام جریان معلمی که پیش از این به رد گسترش مفهومی و پراتیکی این دو مفهوم انگشت تاکید می نهادند، با عدول از آرای پیشین خود به همگرایی این دو جریان همت در خوری نشان دادند. او در این راستا با تغییر سایت حقوق معلم به حقوق معلم و کارگر بار نظری و عملی این ائتلاف را فراهم آورد. اسماعیل عبدی در راستای نزدیکی این دو جریان همگرایی هایی را با سندیکای فلزکاران و اتوبوسرانی تهران هم داشته است.

امروز که اسماعیل عبدی موفق شده این جایزه بین الملی و غیر دولتی را از آن خود کند، بیش از همه نشان دهنده ی نبوغ و ذکاوت و درستی تاکتیک های اتخاذ شده و راهبردهای استراتژیک اندیشه های اوست.

از دیگر فعالیت های مدنی و آموزشی اسماعیل عبدی می توان به انجام پروژه ی تحقیقی در زمینه ی بررسی رفتار جنسی دانش آموزان و ارائه راهکارهای مناسب و همکاری با مدافعان حقوق بشر در جهت تشکیل تلاشگران نفی سلول انفرادی برای جلوگیری از نقض حقوق متهمان از طرق قانون با رویکردهای مدنی و مسالمت آمیز اشاره کرد. اسماعیل عبدی برای این تلاش های مدنی در چند نوبت دستگیر شده است. اما دستگیری هرگز مانع اندیشه و فکر پیش رویش نبوده و او با هر دستگیری مصم تر از قبل به درستی کردارهای مدنیش پی می برد. تا جایی که امروز نام اسماعیل عبدی بسیار فراتر از مرزهای ایران رفته و او توانسته جایزه بین المللی همبستگی 2018 را از آن خود کند.

اسماعیل عبدی برای این رویکردهای مدنی تنها هزینه ی زندان را متقبل نشده او مربی بین المللی شطرنج و دبیر ریاضی است. با زندانی شدنش، عبدی همه ی این مزایا را برای دفاع از حقوق صنفی معلمان و دانش آموزان سرزمینش در طبق اخلاص گذاشته و تنها سرمایه ی اکنویش اعتماد قشر وسیع معلمان و کنشگران صنفی نسبت به اوست. بر همه ی ما فرض است که قدر و ارزش گوهرهای خویش را بیش از پیش بدانیم و از الگوهای راستین پیروی نماییم.

اسماعیل عبدی یکی از نمادهای سترگ معلمی است که با آن لبخند ذاتی و مدامش تحت هر شرایط پیام آور امید در میانه ی یأس های بسیار بوده است.

این روزها زمزمه هایی شنیده شده که او در اعتراض به وضعیت خود در زندان و عدم اعطای مرخصی، تصمیم به اعتصاب گرفته است، امیدوارم در لحظاتی که این یادداشت منتشر می شود، اسماعیل عبدی توانسته باشد هرچند با تاخیر پس از چند ماه در سال جدید با همسر و فرزندانش ملاقاتی داشته باشد. ماندانا فرزند چهار ساله اش، امیرحسین که هنوز دانش آموز ابتدایی است، مبینا دختری هنرمند که سال آخر دبیرستان را می گذراند و همسر چشم به راهش به همراه مادر غیور و دیگر خانواده او به همراه خانواده بزرگ معلمان ایران ماه هاست چشم به راه آزادی او هستند.

خواسته بزرگ عبدی و همه ی معلمان اعاده دادرسی و برگزاری دادگاهی منصفانه، علنی و با حضور هیات منصفه برای رسیدگی به تخلفاتی است که مخالفان امنیتی و قضایی او اصرار می ورزند. گرچه آن ها بیش و پیش از همه می دانند که اتهام حقیقی و واقعی عبدی تلاش برای تحصیل عمومی و رایگان و آموزش با کیفیت استاندارد و گسترش تشکل های مدنی و سندیکالیستی است.

اسماعیل عبدی،محمود بهشتی لنگرودی، محمد حبیبی، مختار اسدی و دیگر فعالانی که امروز در پشت میله های زندان گرفتار شده اند، معلمان راستین این جامعه اند که مصداق های عینی کلام معروف:«معلمی شغل انبیاست»،محسوب می شوند. چه که همه ی انبیا برای زدودن پلشتی ها و صورت پذیرفتن درستی ها از هیچ خطری واهمه نداشتند و هر هزینه ای را تقبل می کردند. همان کاری که امروز اسماعیل عبدی و دیگر معلمان زندانی انجام می دهند.

بیش از هر چیز امیدوارم حاکمیت در این منش و روش تجدید نظر کند و قوه قضائیه بیش از این روانامداری را شایسته ی قضا نداند و عدالت را چاره ی کار بداند و غزا را سزای حقیقت طلبی نپندارد و خاک بر چشم پاک نپاشد و خار بر سر راه طالبان صنف و عاشقان این طیف نگذارد و درشتی را به آب لطف فرو نشاند و درستی را به آیین عدل برکشاند و مظلوم کشی و تک صدایی و آزادی ستیزی و عدالت سوزی را ام الرذایل بداند و تکیه بر خرد جمعی و گسترش نهادهای مدنی را بهترین روش حل المسائل بخواند و مروت را شاهین قضا و فتوت را آیین وفا کند و پاره های روز افزون قبای قضاوت را به سوزن عدالت رفو کند و آتش یاس جامعه را با در پیش گرفتن اصلاحاتی اساسی به آب خرد خاموش کند و اگر سودای سوختن شهرک های خانه سوز ظلم را رسالت خویش بعد از این بداند، اطمینان داشته باشد که جانشینی جز خانه سازی عدل در این راه کارگر نخواهد بود. همین که خانه ی پیشین سوخته گردد، خانه ی دوم ساخته آید. امید که طریق صواب، ثواب همه ی خادمان خرد و صاحبان و حافظان آرای مدلل گردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s