محمود صالحي را با زنجيرهايش تنها نگذاريم!

آذر روشن :محمود صالحي، فعال سرشناس جنبش كارگري، كه با يك تصوير گوياتر از هزاران بيانيه و سخنراني، بار ديگر نقش آفرين شد؛ جانش در خطر است!


محمود صالحي را با زنجيرهايش تنها نگذاريم!

تصوير غل و زنجير شده پيكر رنجور و بيمار او روي تخت بيمارستان نمادي است از سبعيت نظام حكومت اسلامي در مقابله با كارگران – توليد كنندگان واقعي ثروت جامعه – و يكي از چهره هاي مقاوم و استوار فرودستان. اين تصوير محمود صالحي؛ كه هزار سخن ناگفته با خود دارد؛ در عين حال غرورانگيز و مايه مباهات هم هست. چرا كه او با مقاومت و پايداري ستودني حتي با همين جسم رنجور و پيكر نحيف اش نيز چنان هراسي در دل حاكمان ولائي انداخته، كه آنها چاره اي جز به زنجير كشيدن او روي تخت بيمارستان هم نداشته اند! او با آن هيكل نحيف زنجير شده روي تخت بيمارستان و با وجود حال نزارش چقدر پرهيبت و باشكوه است! اين تصوير در عين حال نمادي است از قدرت و توان واقعي كارگران كه در وجود چنين مبارز صديق و جسوري تبلور يافته و نظام استبداد فقاهتي دقيقا ً به آن آگاه است. هرچند محمود صالحي در عرصه مبارزه آزمون هاي دشوار بسياري را با سرافرازي پشت سر گذاشته و به چهره ي سرشناس و نام آشنائي تبديل شده، اما همين تك تصوير او نشان آنست كه باور به حقانيت آرمان و راهش چقدر با جانش عجين است.
گرچه حكومت استبدادي جمهوري اسلامي پيش از اين هم بسياري از زندانيان سياسي بيمار را روي تخت بيمارستان غل و زنجير كرده بود ولي اين بار با توجه به اوضاع بحراني ايران و منطقه و جهان، به همه ي فعالان صنفي كارگري پيام آشكار و صريحي داده است كه »سرنوشت» آنهائي كه به نظام »مقدس» سود و سرمايه در حاكميت ولائي اعتراض كنند، زندان و مرگ تدريجي است. اين شگرد تازه، اما شناخته شده ي جمهوري اسلامي است براي سوق دادن فعالان صنفي و مدني به سوي مرگ. اما اين اقدام رذيلانه نظام ولائي كه علاوه بر خشم و انزجار گسترده، واكنش هايي نيز به دنبال داشته است، نه از سر اقتدار و قدر قدرتي نظام بلكه دقيقا ً از سر استيصال و ضعف و جبوني است. حكومت ولائي با وجود سركوب تمام سازمان ها و احزاب و كادركشي بي شمار دهه شصت، و گرازكوب كردن تمام نهادهاي مدني و تحويل زمين سوخته ؛ از سر برآوردن ققنوس وار فعالان جسور و خيزش گسترده كارگران به وحشت و هراس افتاده است. آنها که نيك مي دانند مدت هاست در بين مردم »مشروعيت» و مقبوليتي ندارند؛ از قدرت اردوي كار و زحمت و پتانسيل عظيم آن به وحشت افتاده اند. ازهمين روست كه خواب حاكمان ولائي آشفته شده است و بقاي خود را تنها در سركوب گسترده تر و خونين تر مي بينند.
در چنين برهه اي شهامت، شجاعت و شرافت فعالاني چون محمود صالحي و رضا شهابی كه خستگي ناپذير از منافع كارگران و زحمتكشان و ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري دفاع مي كنند و از همين رو خاري شده اند بر چشم حاكمان حكومت ولائي، بس قابل ستايش و تجميد است. اين ستايش نه » قهرمان سازي» فردي از شخص و اشخاص بخصوص – كه خود محمود صالحي و رضا شهابی هم با آن مخالف هستند – بلكه ستايش از نمادهاي يايداري و مقاومت طبقه اي است كه نيروي اصلي بناي جامعه ي انساني و فارغ از ستم و استثمار آينده اند. جهاني كه روياي عميق و واقعي ماست!
گرچه تا كنون در مسير دشوار و سخت دستيابي به آزادي و رهائي هزينه هاي گزافي پرداخته شده، اما اين قافله را از سر بازايستادن نيست. و از قافله داران اين رژه شكوهمند به سوي رهائي، محمود صالحي ورضا شهابی هستند كه اكنون جانشان در زندان هاي نظام در خطر است و لحظه به لحظه به مرگ نزديك مي شوند. به يادآوريم كه غل و زنجير كنندگان محمود صالحي، همرزمان او زنده يادان شاهرخ زماني، محمد جراحي و… را از ما گرفتند، حال نگذاريم او را از ما بگيرند. محمود صالحي را تنها نگذاريم! ما بسياريم و مي توانيم!
برخيز اي داغ لعنت خورده، دنياي فقر و بندگي!
دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۱۳ نوامبر ۲۰۱۷

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s