زنجیر بر پای محمود صالحی

آیا زنجیری که بر پای محمود صالحی، روی تخت بیمارستان بسته اند، تنها به بند کشیدن یک انسان، یک کارگر، یک انسان آزادیخواه در گوشه ای از ایران است؟


زنجیر بر پای محمود صالحی

آیا این زنجیری نیست که برپای همه‌ی ما، همه‌ی ستمدیدگان، آوارگان، تهیدستان و تحقیر شدگان و همه‌ی مبارزان و آزادیخواهان این جامعه‌ی بیمار بسته شده است؟ آیا تصویری عریان‌تر از خشونت سرد و سرکوبگر سرمایه و پاسداران حکومت ستم و سرمایه و دار و شكنجه وجود دارد؟ آیا فریادی از این رساتر برای آگاه کردن ما از زنجیرهای آشکار و پنهانی که ما را در تار و پود نکبت ستم و سرمایه اسیر کرده است وجود دارد؟ آیا فقط انسان بودن، نه حتی روشنفکر و مبارز و آزادیخواه بودن، برای شنیدن این فریاد و طنین انداز کردن آن همچون غرشی از هزاران و هزار حنجره کافی نیست؟
محمود صالحی، با شرافتش، با مبارزه و استواری اش و با آزادیخواهی دلیرانه اش زنجیرهای ما را به ما نشان می دهد. این زنجیر همه‌ی ماست که بر پای نحیف پیکر بیمار او بسته شده است. او تنها نیست، اگر ما سردی زنجیرهای بسته بر پای خویش را لمس کنیم.
با فریادی رساتر، زنجیر را از پای صالحی باز کنیم.
اكبر معصوم‌بيگي، كمال خسروي و حسن مرتضوي
پنج شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۹ نوامبر ۲۰۱۷

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s