زخم بي مرهم ؛ در سوگ مرگ معدنچيان برخيز اي داغ لعنت خورده دنياي فقر و بندگي! آذر روشن

فاجعه پشت فاجعه است كه بر سرمان آوار مي شود بي آنكه زخم هاي ناسور قبلي التيام يافته باشند. هنوز داغ شهادت آتش نشانان در آوار پلاسكو، يخ زدن كولبران در زير بهمن، سوختن كودكان كار در آتش فقر و جاري شدن سيلاب هستي كن در آذربايجان بر دلهاي مان تازه بود كه فاجعه معدن »زمستان يورت» آزادشهر رخداد و داغي دگر نهاد. مرگ فجيع ده ها تن از معدنچيان آزادشهر در پي بي مسئوليتي جنايتكارانه مالكان معدن و مسئولان مصدرنشين، بس تلخ و دلخراش است. چگونه مي توان اين درد جانكاه را در قالب كلمات گنجاند و بيان كرد؟ فاجعه اي كه در واقع زخم بي مرهمي است! آناني كه در اين چند روز همراه با ضجه هاي خانواده هاي معدنچيان با چشماني خونبار، با بيم و اضطرابي دلهره آور و خشم و دردي جانكاه خبرها را دنبال كرده اند مي دانند از چه سخن مي گويم.

تاكنون پيكر۴۳ كارگر معدن را از زير آوار بيرون آورده اند و معلوم نيست كه چه تعدادي از معدنچيان در اعماق تونل هنوز مدفونند. و اين ابعاد فاجعه را دهشتناكتر و دردناكتر مي كند. چرا كه در سرزميني با ثروتي سرشار، نان در گرو جان است؛ آن هم چنين فجيع! يکي از کارگران این معدن، در کلیپ کوتاهي که یک روز پس از واقعه در فضاي مجازي منتشر شده، مي گوید: » بخش خصوصی درست کرده اند، بخش خصوصی معنیش همینه، آنها فقط زغال و پول می خواهند، جان من که برایشان مهم نیست.» واقعيت تلخ و اسف بار وضعيت كارگران ايران به بياني ساده از زبان يك كارگر جاري شده است؛ با ژرفاي عميقي از بيان فاجعه. اي دريغ و حسرت از عرق شرمي بر جبين آناني كه چنين فجايعي را رقم زده اند و مي زنند. البته براين برنشستگان بي مقدار هيچ حرجي نيست و اگر غير از اين مي بود عجيب مي نمود. چرا كه پيش آنان آنچه كه كمترين ارزشي ندارد همانا جان كارگر است. هستي اجتماعي شان چنين است. چيزي جز شهوتراني و شكم چراني، جز تاراج حريصانه و ثروت اندوزي به قيمت جان ديگران، در قاموس پست آنها نيست! و مادامي هم كه در بر همين پاشنه بچرخد چنين فجايعي دور از انتظار نيست. چنانكه بارها شاهد آن بوده ايم و رخداد فجايعي چنين تلخ تقريبا ً روزمره شده است، بي آنكه واكنش درخوري برانگيزد. و اين در واقع خود فاجعه ديگري است.

در نظام جمهوري اسلامي كه جان كارگر چنين بي بهاست و دستمزدش را ماه ها و حتي سال ها پرداخت نمي كنند، پيداست كه خانواده كارگراني كه نان آور شان را از دست داده اند در چه مصيبتي عظيم گرفتار آمده اند. غم جانسوز از دست دادن عزيز نان آور از يك طرف، سختي تامين معاش زندگي از ديگر سو مصيبت بر مصيبت مي افزايد و درد را استخوان سوزتر مي كند. حالا ديگر نه بر مردگان بايد بر زندگان گريست! حالا ديگر نان خانواده معدنچي حتي آلوده به گرد سياه زغال هم نيست؛ جان بر سر آن رفته است. حالا ديگر بيوه زنان جوان مانده اند كه غم عالم بر سرشان آوار شده با كودكاني يتيم كه از همان ابتداي زندگي، هستي شان تباه شده است. حالا ديگر پدر و مادراني پير مانده اند با داغ فرزنداني بر دل كه براي لقمه ناني قرباني حرص بي پايان سرمايه داران حريص شده اند. آنها تنها مانده اند با داغي سنگين بر دل و باري سنگين تر بر دوش؛ بي هيچ حمايت و پشتوانه ي اجتماعي؛ بي هيچ برخورداري از حق و حقوقي در خور در نظام ولائي مطلق العنان.

حال كه اين داغ تازه است و جامعه زخمي آن، بايد همه آنهائي كه چنين مرگ دلخراشي را براي معدنچيان رقم زده اند و هستي خانواده آنها را تباه و نابود كرده اند، محاكمه و مجازات شوند. اين خواست عمومي يك جامعه عدالتخواه و حق طلب است. اين دادخواست طبقه كارگر ايران عليه اين جانيان و عليه سيستم نكبت بار سودمحور است. براي به پاي ميز محاكمه کشاندن اين جنايتكاران صاحب زر و زور بايد متحد و متشكل شد. وكلاي شريفي كه قلبشان براي انسانيت مي تپد ياري كنند. خانواده هاي بازمانده اين فاجعه ( و فجايع ديگر) بايد از حق بيمه و تامين اجتماعي برخوردار باشند. كارگران بايد با كنترل و نظارت دائمي خود، ايمني محيط كار را بالا ببرند تا ديگر شاهد چنين فجايعي نباشيم! بايد يكي شويم و خود را سازمان بدهيم تا به حق مان برسيم!

برخيز اي داغ لعنت خورده دنياي فقر و بندگي!

پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ می ۲۰۱۷

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s