معلمان چه می گویند؟ معلمان چه می خواهند؟

دو دهه از تلاش بی وقفه و قانونمدار معلمان ایران و تشکل های صنفی آنها برای خارج نمودن آموزش و پرورش از شرایط نامطلوب موجود و حرکت آن به سمت رشد و تعالی می گذرد.


معلمان چه می گویند؟ معلمان چه می خواهند؟

کانال کانون صنفی معلمان:
بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور در اردیبهشت ۱۳۹۶

به نام خداوند جان و خرد

«کسانی که برای رسیدن به کعبه ی هدف، دل بر عبور از سد خار و خاره می بندند، بدون تردید، روزی شاهد آرزو را درآغوش خواهندکشید.»

دو دهه از تلاش بی وقفه و قانونمدار معلمان ایران و تشکل های صنفی آنها برای خارج نمودن آموزش و پرورش از شرایط نامطلوب موجود و حرکت آن به سمت رشد و تعالی می گذرد.

مسئولان کشور اعم از دولتمردان و مجلس نشینان که همواره و با اندکی تفاوت نسبت به همدیگر، نگاهی سیاسی و ابزارگونه به مقوله آموزش داشته و از بند بند اسکلت پوسیده آن، مطمحی برای چشم اندازهای جناحی و شخصی ساخته اند، به جای استفاده بهینه از اشتیاق فراوان و استعداد بالقوه تشکل های صنفی معلمان درجهت بازسازی نهاد ساختارساز آموزش و پرورش ، به تقابل با آن پرداخته و با برخوردهای امنیتی و فراقانونی، تلاش نموده اند تا آنها را جبهه ای تقابلی و تخریبی جلوه دهند و از معلمان و فرآیند حق طلبی آنها، چهره ای زیاده خواه، ترسیم و به افکار عمومی معرفی نمایند.

بازداشت و تبعید چهره های شاخص کانون های صنفی معلمان و به بند کشیدن آنها با اتهام های مبهمی مانند تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام، بارزترین نماد و شاخص ترین نمود این تقابل غیرقانونی و اقتدارگرایانه است که نه درقالب ارزش های نظامی می گنجدکه شعارزدگان پشت نام آن پنهان شده اند، نه در قانون اساسی، تعریفی روشن و جایگاهی مشخص برای آن وجود دارد.

جای بسی تاسف است که در سیستم قضایی کشورکه انتظار می رود مأذنه خوش طنین عدالت و نماد عملی دادگری و برابری باشد، محکومان اختلاس های بزرگ، غارتگران اموال عمومی و قاچاقچیان مواد مخدر از چنان امتیاز و شرایط ویژه ای برخوردارند که می توانند گاه و بیگاه در قالب مرخصی دربسیاری از امور زندگی اجتماعی، حضوری آزاد داشته باشند اما معلمانی که در چارچوب قانون اساسی برای اصلاح ساختار آموزشی کشور، به فعالیت صنفی پرداخته اند، با برخورداری ازکمترین میزان حق دفاع، چنان به بند کشیده می شوندکه گویی سر نخ همه ی بدبختی ها و قانون گریزی های موجود به آنها بسته است. این رفتارهای فراقانونی که در لفافه تفسیرهای مصلحت جویانه، عدالت و مساوات درآن، رنگ می بازد، چنان عرصه را بر پیشتازان حرکت های فرهنگی تنگ و محدود می کند که به ناچار برای جلب حمایت بدیهیات قانونی و اجرای تمام و کمال موازین قضایی که ازآنها دریغ داشته شده است، در قالب اعتصاب غذا، مرگ را درآغوش می گیرند. کمااینکه اسماعیل عبدی، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران که در زندان به سر می برد، برآن است تا طی روزهای آینده به همین اقدام دست بزند.

بدون تردید، آموزش و پرورش در شرایط کنونی آن برای تربیت شهروندانی موفق و روزآمد، ترمیم زیرساخت های مختلف فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی و به طور کلی، برای نهادن سنگ زیربنای توسعه پایدار و همه جانبه کشور، به مثابه ماشینی با ظاهری آراسته ازعهد عتیق است که باید تنه به تنه همه فرآورده های تکنیکال عصر حاضر بزند و انسان هایی تربیت کند که درهم نشینی و برخورد با مؤلفه های زیستی معاصر، کمیتشان بسختی لنگ نزند.

نگاه سیاسی و ابزاری به آموزش و پرورش در ترسیم چشم اندازها و تدوین بودجه عمومی به گونه ای که این نهاد پایه ای و بنیادین درآن، قربانی کج سلیقگی و نگرش ناصواب دولت و مجلس می شود، خصوصی سازی های بی قاعده و نامتقارن با شرایط کشورکه نقض آشکار نص صریح قانون اساسی برای تعمیم آموزش رایگان و عمومی است، اختصاص بخش عظیمی از بودجه کشور به نهادهای مجهول الخاصیت و مجعول الهویت ظاهرا فرهنگی، وجه المصالحه قراردادن مناصب و عناوین شغلی آموزش و پرورش برای بده بستان های متداول در ستادهای انتخاباتی، استخدام های بی قاعده، فله ای و غالبا مبتنی بر داد و ستدهای سیاسی و انتخاباتی، فرمایشی بودن آموزش های ضمن خدمت معلمان ، نظام ارزشیابی نامتجانس با ویژگی های شغل معلمی، امنیتی بودن فضاهای آموزشی، وضعیت حقوقی، بیمه ای و زیستی بسیار ناعادلانه، سخت و اسفبار بازنشستگان فرهنگی، معیشت تبعیض آلود کارکنان ستادی، اداری و آموزشی مجموعه آموزش و پرورش نسبت به بسیاری دیگر از کارکنان دولت، کاهش شدید انگیزه درمعلمان و دانش آموزان، غلبه نگرش غیرعلمی و کمیت گرا بر شالوده محتوای کتاب های درسی، ضعف کاملا مشهود سخت افزاری، فقدان محیط شاداب و نشاط آفرین در مدارس، اختفای ضعف های عدیده موجود تحت لوای نمره های مجعول، رویکرد ویترینی و مبتنی بر روزمرگی برنامه ها ، بیگانگی معلمان با دستاوردهای جدید تکنولوژی آموزشی و غلبه مافیای کنکور و کتاب های تجاری کمک آموزشی، ازجمله مشکلات ریز و درشت و بیمارهای پیدا و پنهانی است که به برکت نگرش نادرست و عملکرد ناشایست مسئولان، تمام تار و پود پیکره عظیم آموزش و پرورش را مانند سلول های سرطانی فراگرفته و آن را مصداق بیماری محتضر نموده که ازهر مرض لاعلاجی، حظی وافر و سهمی قابل توجه برده است.

تلاش کنشگران صنفی فرهنگی همواره در جهت رفع همین معضلات پیچیده و پنهان آموزشی و فرهنگی بوده و خواهدبود. مشکلاتی که مانند موریانه، پایه های فرهنگ و مدنیت و زیستار انسانی را از درون می خورند تا عاقبت آوارهای کشنده آن در سکوت و غفلت بر سر مردم فرو بریزد.

بدون تردید، غلبه براین مشکلات غامض و درمان این بیماری های مزمن فرهنگی، در گرو تغییر اساسی در چند مقوله خواهدبود :

۱. تغییر نگرش مسئولان و افکار عمومی نسبت به اهمیت انکارناپذیر و نقش بنیادین آموزش و پرورش در تمام جنبه های زندگی اجتماعی.

۲. اصلاح نظام بودجه ریزی کشور با تغییر رویکرد سرمایه گذاری همه جانبه در آموزش و پرورش.

۳. حذف نگاه امنیتی نسبت به فعالیت تشکل های صنفی معلمان و پذیرفتن این حقیقت بزرگ که:«نهادهای مدنی تنها حلقه واسط قانونمند و رسمی میان جامعه هدف و نهاد قدرت هستند».

سخن پایانی :
اکنون که کشور ما در برهه خاصی از حیات سیاسی – اجتماعی خود به سر می برد و ضرورت دارد که مردم در شرایطی آرام و به دور از چالش و دغدغه به انتخاب دست بزنند، تشکل های صنفی معلمان به احترام این حق بزرگ ملت و به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری جناح های سیاسی و جریان های قدرت از اعتراض های معلمان، از برگزاری تجمع اعتراض آمیز و بحق خود در هفته معلم، چشم می پوشند و امیدوارند که هم مسئولان و هم کاندیداهای ریاست جمهوری فراموش نکنند که فرهنگیان برای احقاق حقوق حقه خود کاملا مصمم هستند و برای تغییر شرایط ناگوار و ناهنجار آموزش و پرورش هرگز از پای نخواهند نشست.

امیدواریم دولت دوازدهم با پرهیز از بیان ایده آل های فرمایشی که غالبا صورت امکان نمی بندد و با فراهم نمودن بستر واقعی تعامل و گفتگو ، فضایی ارزشی و فرهنگی را برای رفع مشکلات موجود آموزش و پرورش و معلمان فراهم کند و بداند که در صورت داشتن اراده ای قاطع و عزمی جزم و واقعی برای برون رفت از وضعیت اسفبار کنونی، تشکل های صنفی را به عنوان یار و همراهی همدل در کنار خود خواهدداشت.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور – اردیبهشت ۱۳۹۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیانیه کانون صنفی فرهنگیان اليگودرز به مناسبت روز معلم
بنام خداوند جان و خرد
بازهم سالی دیگر و اردیبهشتی دیگر از راه رسید و بزرگترین و فرهیخته ترین قشر جامعه ایران یعنی فرهنگیان به نکوداشت این هفته ( هفته معلم) در سراسر کشور می پردازند در حالی که حقوق بدیهی آنان توسط مصادر امور کشور عمداً و بطورسازمان یافته مغفول و معطل نگهداشته شده است.

در حالی یاد شهید مطهری و شهید دکتر خانعلی را زنده می دارند که برخورد های امنیتی و قضایی با فعالان صنفی فرهنگیان همچنان ادامه دارد.

ضمن تبریک روز و هفته معلم به فرهنگیان ارجمند اعم از شاغل، بازنشسته، قراردادی،حق التدریس
خواسته های خود را به شرح ذیل به سمع و نظر مسولان محترم می رسانیم و امیدواریم در سال جاری شاهد تعامل مسولان با تشکل های صنفی باشیم تا زمینه مساعد برای بهبود آموزش و پرورش ایجاد گردد.

1- ضمن اعلام حمایت از اعتصاب غذای آقای اسماعيل عبدی خواهان توجه مسولان قضایی به خواسته به حق ایشان هستیم.

2- پایان دادن به برخورد های امنیتی و قضایی با فعالان صنفی خصوصا اعضای هیات مدیره کانون های صنفی معلمان سراسر کشور.
3- صدور مجوز برگزاری مجمع عمومی کانون صنفی فرهنگیان اليگودرز از طرف مسولان ذیربط

4-: افزایش حقوق فرهنگیان شاغل و بازنشسته به گونه ای که حداقل حقوق در آموزش و پرورش با لاتر ا ز خط فقر باشد.

5- داشتن بیمه خدمات درمانی و تکمیلی کارآمد برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته به گونه ای که همکاران دغدغه هزینه های بالای در مان را نداشته باشند.و این خدمات به سهولت قابل دسترسی باشند.

6-توقف روند پولی سازی اموزش عمومی و افزایش کیفیت اموزشی مدارس

7- همسان سازی حقوق بازنشستگان با شاغلین و همچنین همسان سازی حقوق بازنشستگان آموزش و پرورش با سایر وزارتخانه ها و اجرای قانون خدمات کشوری.
کانون صنفی فرهنگیان اليگودرز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال کانون صنفی معلمان:
بیانیه ی کانون_صنفی_معلمان در ارتباط با روز_معلم – اردیبهشت 1396
به نام خداوند جان و خرد

نامگذاری روزهای سال و اختصاص دادن آن به قشر یا موضوعی خاص، معمولا با هدف اندیشیدن به آن موضوع و یا بازنگری در شرایط آن بخش از اقشار جامعه ، صورت می گیرد. این که در آن باره چه کرده ایم و چه اقداماتی را لازم است، انجام دهیم.
برحسب تصادف است یا زمینه ی فرهنگی- تاریخی، روز معلم در کشور ما یاد آورِ دو ترور است. اولی به دست عوامل قدرت ظالمانه ( دکتر خانعلی، اردیبهشت سال 1340) و دیگری به دست عوامل جهالت و تعصبات کور ( استاد مطهری، اردیبهشت 1358). و این خود یادآور رویارویی مداوم نور دانش و آگاهی با تاریکی جهل و تنگ نظری است. معلمان آگاه همواره در صف مقدم این هماوردی قرار گرفته اند.
همکاران گرامی
در حالی به استقبال روز معلم در سال 96 می رویم که همزمانی این روز و هفته با تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و شوراها، همان توجه حداقلی سال های گذشته نسبت به این روز را نیز تحت تأثیر قرار داده است. ما از یک سو تجربه ی عملکرد ضعیف دولت یازدهم در حوزه آموزش و پرورش در نزدیک به چهار سال گذشته را شاهد بوده ایم و از سوی دیگر شاهد استفاده ابزاری از نام و حقوق تضییع شده معلمان برای کسب قدرت از سوی رقبای این دولت، هستیم. واقعیت تأسف بار این است که آموزش و پرورش برای هیچیک از دولت های گذشته تا کنون، اولویت نداشته است. این درحالی است که همواره با جدیت تمام تلاش شده و می شود از آن به عنوان ابزاری برای القاء مقاصد سیاسی – ایدئولوژیک استفاده شود.هرچند حتی در همین حد هم برای کارآمد ساختن و بالا بردن کیفیت آموزش در آن، سرمایه گذاری نمی شود. سال هاست شاهدیم آموزش و پرورش در تأمین ضروری ترین نیازها و هزینه های خود با کسری روبروست. خواه زمانی که در آمد های دولت در اوج خود بود یا زمانی که شرایط اقتصادی به سمت عادی شدن می رود، همچنان این دستگاه پر مسأله با کسری های شدید و تأخیرهای طولانی در پرداخت های خود روبروست. کیفیت بخشی که امری است فراموش شده.
حقوق شهروندی و دفاع از آن تدوین و تصویب می شود اما نشانی از آن در آموزش ها مشاهده نمی شود. کتاب های درسی به ویژه در حوزه علوم اجتماعی به دور از مسائل جاری زندگی، همچنان در عالم مجردات بسر می برند. مهمتر این که نه برای معلمان و نه برای دانش آموزان، حقی به عنوان شهروند به رسمیت شناخته نمی شود. تمرکزگرایی شدید حاکم بر سیستم آموزشی معلمان و دانش آموزان را نه تنها افرادی صاحب حق نمی داند، بلکه همچنان منویات خود را به آنان تکلیف می کند.
در آستانه روز معلم، دفاعی از حق معلم دربند، اسماعیل عبدی صورت نمی گیرد. عبدی به عنوان یک معلم با اتکا به حقوق شهروندی خویش به عضویت تشکلی قانونی در آمده و برای رفع کاستی هایی همانند آن چه در بالا آمده است، همراه با صدها و شاید هزاران معلم در سراسر کشور به صورت مسالمت آمیز، اعتراض نموده است. پرسش اینجاست که اولاً اکنون چرا او باید با اتهامات امنیتی در زندان باشد؟ حضور جمعی معلمان در مقابل خانه ملت یا مناطق آموزش و پرورش استانی امنیت چه کسانی را به خطر انداخت که اکنون از میان همه ی آن حاضران، اسماعیل عبدی باید در زندان باشد و برای رساندن صدای مظلومیت خود اقدام به اعتصاب غذا نماید. وزیر محترم آموزش و پرورش و رئیس جمهور محترم چه اقدامی برای استفاده عبدی از حق شهروندی خود نموده اند تا در آستانه ی روز معلم آزادی اش را به او هدیه کنند یا دست کم از اتهام امنیتی بودن مبرا شناخته شود.
ما هم صدا با عبدی از مسئولین محترم قوه قضائیه و ضابطین می پرسیم، کدام یک از اقدامات اسماعیل عبدی مصداق عمل مجرمانه آن هم از نوع امنیتی آن بوده است که بر ماندن او در زندان اصرار داشته و حتی از مرخصی دادن به او نیز جلوگیری می شود؟
کانون صنفی معلمان براساس جایگاه مدنی خود و بر اساس احساس مسئولیت نسبت به رخدادها و روند جریانات موجود در جامعه فرهنگیان کشور توجه مسئولان را به مسائل زیر جلب می نماید:
– معلمان اعم از شاغل و بازنشسته، نسبت به ادامه روند تبعیض آمیز موجود میان آموزش و پرورش و سایر نهادهای دولتی و غیردولتی، شدیداً معترضند.

– بودجه ی مصوب برای سال 96 و برنامه ی توسعه ی ششم، بیانگر آن است که برنامه نویسان و تصویب کنندگان آن همانند گذشته، توجه جدی به بهبود شرایط آموزش و پرورش به عنوان یکی از ارکان توسعه ی کشور نداشته و ندارند. امیدواری های ایجاد شده مبنای واقعی ندارد و به ویژه بازنشستگان شاهد تغییر و تحول مثبت و چشمگیری در شرایط معیشتی خود نخواهند بود. این موضوع به دلسردی و دلزدگی فرهنگیان از هر جناح و گروهی دامن خواهد زد.
– استفاده ابزاری از کاستی های معیشتی فرهنگیان، توهین به آنان بوده و پیامدی جز خشم و انزجار نسبت به توهین کنندگان ندارد. مقام معلمی بسیار فراتر از آن جایگاهی است که برخی سیاست بازان برای رسیدن به آن، حاضرند هر امری را ابزار نمایند.

– عدم مقابله ی قاطع با روند فسادِ رخنه یافته در نهادهای مالی مختلف، به ویژه صندوق ذخیره فرهنگیان و تعاونی مصرف فرهنگیان؛ باقیمانده اعتماد موجود میان قشر تأثیر گذار معلم و مسئولان را نیز به نابودی خواهد کشاند.
– فعالیت برای احقاق حقوق تضییع شده، در چارچوب تشکل های صنفی، وظیفه و حق قانونی اعضای صنف های مختلف، از جمله معلمان است. اعضای هیچ صنفی نباید به دلیل فعالیت هایی از این نوع از حقوق اجتماعی خود محروم شوند و با آنان به مثابه مجرم برخورد شود.
کانون صنفی معلمان استان تهران ضمن گرامیداشت روز معلم، همگان را به پاسداشت واقعی مقام معلمی دعوت می کند.
برنامه های این تشکل در هفته_ی_معلم به شرح زیر است:

سه‌شنبه 12/2/96 :
تقدیر از معلمان بازنشسته_معلمان_تاثیر_گذار_و_روزنامه_نگاران_حوزه_آموزش
چهارشنبه 13/2/96 : #آموزش_رایگان_برابر_و_کیفی
پنجشنبه 14/2/96 : #معلمان_حق_التدریس_آزاد_و_شرکتی
جمعه 15/2/96 :
معلمان_دربند_و_وکلا
شنبه 16/2/96 : #معلمان_و_نفی_خشونت
یکشنبه 17/2/96 : #مسائل_زنان_معلم
دوشنبه 18/2/96 : #آموزش_و_پرورش_تشکلها_و_حاکمیت
کانون صنفی معلمان استان تهران 1396/2/11
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اطلاعیه کانون صنفی فر هنگیان گیلان به مناسبت هفته معلم

به اطلاع اعضاء محترم می رساند به مناسبت گرامی داشت روز معلم و حمایت از خواسته های همکار به ناحق دربندمان آقای عبدی عزیز ، با تصویب اکثریت اعضای هیئت مدیره کانون صنفی فرهنگیان گیلان یک برنامه گردهمایی ( کوه پیمایی سبک ) در روز جمعه ۹۶/۲/۱۵ در منطقه لیلا کوه لنگرود تدارک دیده شده است. از اعضای محترم کانون تقاضای همراهی داریم.

وعده ما صبح جمعه راس ساعت ۷ ، دو راهی لیلا کوه لنگرود.

لازم به ذکر است که هیات مدیره کانون مصمم است که بعنوان حمایت و همراهی با همکار گرانسنگ در بندمان جناب آقای اسماعیل عبدی در طول روز جمعه از خوردن خودداری کند. لذا از همه شرکت کنندگان امید همراهی داشته و تقاضا دارد که فقط آب آشامیدنی همراه داشته باشند و از آوردن هر گونه مواد غذایی پرهیز نمایند.
بیایید در پی اعتصاب غذای اعتراضی آقای عبدی با روزه گرفتن در روز گردهمایی یادش را گرامی بداریم و مهر تایید بزنیم بر خواسته برحقش و شرایط جسمی وی را حتی شده یک روز احساس کنیم.

توضیح: دوستانی که به هر دلیل توانایی گرسنگی کشیدن ندارند می توانند با خود خوراکی داشته باشند.
ــــــــــــــــــــــــ
بیانیه کانون صنفی فرهنگیان خراسان رضوی
به مناسبت هفته گرامیداشت مقام معلم

به نام اول معلم انسانها

شهادت ایت الله مطهری و هفته گرامیداشت مقام معلم, ضمن انکه بهانه ای است برای شادباش و تجلیل از باغبانان بوستان تعلیم و تربیت ایران زمین;
لیکن میتواند تلنگر و فرصتی دوباره برای دولتمردان و قانون گزاران باشد تا نسبت به نگرشها و عملکرد خود از جمله احقاق حقوق معلمین, پرداخت مطالبات بحق, اجرای عادلانه قوانین, رفع تبعیض های ناروا میان فرهنگیان و کارمندانِ دولت و… بازنگری اساسی نمایند!

روز معلم درحالی فرا می رسد که همچنان بحران های چهارگانه منزلت, معیشت, معرفت و مهارت, سیستم اموزش و پرورش را تهدید کرده و اجرای جامع و کامل سند راهبردی تحول بنیادین را با مشکلات اساسی مواجه ساخته است.

به نمایندگی از جامعه معلمین اعلام می نماییم سخنرانی و شِعر و شعار در مورد نقش و جایگاه معلم, دردی را دوا نمی کند و فرهنگیان کماکان منتظرِ اقدام و عمل از سوی دولت محترم هستند.

همچنین از کلیه مقامات مسئول بویژه مدیران اموزش و پرورش درخواست میکنیم همانگونه که به نیکی نسبت به تنبیه بدنی دانش اموزانِ عزیز حساس بوده و دراقدامی تحسین برانگیز برای التیام دردِ جامعه دانش اموزی, استعفا می نمایند, چه خوب است که نسبت به دردِ همکارانِ فرهنگیِ خود نیز حساسیت به خرج دهند و لااقل به مناسبت هفته معلم, زمینه ازادیِ همکاران ارجمندمان را که صرفا به دلیل پیگیری مطالبات فرهنگیان در رنج و حصر می باشند فراهم اورند.

کانون صنفی فرهنگیان استان خراسان رضوی- 1396/2/8
ــــــــــــــــــــــــــ
ما معلمیم، خدا نیستیم!
✍ زهرا خماریان | روزنامه شرق

وقتی آدم معلم میشه، اتفاق عجیبی براش می‌افته که خودش خیلی دیر متوجهش میشه! انگار نقش معلمی رو که می‌گیری، فراموش می‌کنی تو یک شخصی، آدمی! رفتارت عوض میشه! گمون می‌کنی باید طور دیگه‌ای رفتار کنی! ناسلامتی حالا شدی خانم معلم یا آقا معلم! این دگرگونی خیلی هم چیز خوبی نیست! گاهی از انسان‌بودن دست می‌کشی! دیگه خودت نیستی! شدی یه چیزی بیشتر از خودت یا کمتر! البته این وسط ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم دست به دست هم میدن تا تو آنی شوی که نباید بشوی! معلم‌ها و استادهای خودت، کتب و توصیه‌های ریز و درشت و بخش‌نامه‌ای و دستوری از بالا به پایین طوری دستات رو می‌بنده و ذهنت رو اسیر می‌کنه که خیلی دیر متوجه میشی یه چیز دیگه شدی! یک بار فراانسانی میشی و تا اوج میری و یک بار رفتارت مایه حیرت! تو این آونگ عرش و فرش مدام در تلاطمی! تو حامل یه عالمه «باید» مطلق می‌شی! که یا به زور یا به شوق، تو مغزت ریخته میشه! اونوقت تو خودتو موظف می‌کنی! که رسالت داری! باید همه تلاشتو بکنی! تو مالک مسئله‌های بچه‌هایی! تو مالک آرزوهای کودکی آنهایی! پس باید یه چیزایی یاد بگیری، تو کلاسایی شرکت کنی تا تو هم بتونی مثل گذشتگانت برای خودت و بچه‌هایی که بهت امانت داده شدند، یه عالمه «باید» درست کنی و بریزی رو دوش بچه‌ها؛ از کلاسی به کلاسی و نسلی به نسلی! نتیجه‌اش هم قاعدتا یک چیز بوده! تو خسته، والد خسته و کودکان خسته‌تر از همه! در گذشته‌های نه خیلی دور! هر نسلی از بچه‌ها، در زمینه تحصیلات، موقعیت‌های اقتصادی از معلمانشون پیشی می‌گرفتن؛ اما شاید برای چندمین نسل که مهارت‌های علمی و شغلی نه تنها از یک نسل به نسل دیگه برتری پیدا نمی‌کنه، برابر هم نمی‌شه، حتی پسرفت هم داشته! واقعا انتظار داریم نسلی که آزادی و اختیارشو گرفتیم و زیر این همه «باید» لهش کردیم، خسته و بی‌رمقه و ازنفس‌افتاده! انگیزه دویدن و پرواز داشته باشه! تو مدارسمون چی می‌گذره! داریم با بچه‌هامون چه می‌کنیم؟ شاید تو این بازار گرم تبریک روز معلم باید یه بارم از خودمون بپرسیم: داریم با شتاب کجا میریم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معلمان در عرصه‌هاي صنفي و سياسي
پويا‌ترين و فعال‌ترين گروه اجتماعي

محمد حبيبي
عضو كانون صنفي معلمان و فعال رسانه‌اي

سال‌ها پيش در دوران دانشجويي به مناسبت روز معلم جشني در دانشكده حقوق دانشگاه تهران برگزار شده بود. قرار بود از مرحوم كاتوزيان، به عنوان پدر حقوق و از پيشكسوتان و نامداران دانشكده هم تجليل شود. استاد كه پشت تريبون قرار گرفت، سخنانش را با شوخي آميخته به طعنه‌اي آغاز كرد. مضمون سخنش اين بود كه در اين كشور، زادروز‌ها و تجليل‌ها هميشه به ضعيف‌ترين قشرها مربوط است و به همان مراسم‌هاي نمادين محدود مي‌شود.
سال‌هاست كه در اين كشور هفته معلم كه فرا مي‌رسد، بازار مراسم و تجليل گرم است و در هر گوشه‌اي سخن از معلم و مقام شامخ آموزگاري و اولويت آموزش و پرورش در توسعه كشور است. مسوولان و سياستگذاران هم هركدام، در اين همايش‌ها سخنراني مي‌كنند و از اهميت آموزش عمومي سخن مي‌گويند. از كارهايي كه براي رفع مشكلات بايد انجام شود و وعده‌هايي براي بهبود شرايط. با اين همه، هفته معلم كه تمام مي‌شود، تاريخ مصرف آن سخنان شيرين و وعده‌هاي داده شده نيز به پايان مي‌رسد. فرقي هم نمي‌كند، كدام دولت باشد. اگر در بسياري موارد اختلاف نظر دارند، در اين يك مورد، ميان همه فرادستان يك اتفاق نظر نانوشته وجود دارد؛ اينكه آموزش و پرورش اولويت هيچ كدام از دولت‌ها نيست.
از همين منظر است كه تقريبا، معلمان و فرهنگيان از همه دولت‌هاي اين سه دهه اخير ناراضي‌اند و به نظر مي‌رسد احساس عدم توجه و نارضايتي، جزيي جدانشدني از حرفه معلمي در اين سرزمين است.
هستند فعالان و كارشناساني در ميان همكاران كه پاسخ به چرايي تداوم نارضايتي‌ها را، در ميان خود معلمان جست‌وجو مي‌كنند. انگشت اشاره را به سمت آنها مي‌گيرند و در نهايت، عامل اصلي اين انبوه مشكلات در آموزش و پرورش را خود معلمان مي‌دانند.
از گريز از حضور در تشكل‌ها و فقدان روحيه كار جمعي تا فقدان مسووليت‌پذيري حرفه‌اي، دلايلي است كه ذكر مي‌شود بي‌آنكه به ما به ازاي عيني آن در جامعه ايراني توجه شود.
اگر معلمان مشكلاتي دارند كه حتما دارند، كدام يك از گروه‌هاي اجتماعي و اصناف در اين جامعه بري از اين مشكلات هستند؟ كدام صنف در اين جامعه متشكل و متحد فعاليت مي‌كند كه بتوان به عنوان نمونه‌اي پيش‌روي همكاران قرارداد؟ اساسا آيا در اين سال‌ها اجازه چنين تشكل‌يابي مستقلي داده شده است؟
با اين همه نگاهي منصفانه به شرايط اجتماعي امروز ايران نشان مي‌دهد، باوجود همه مشكلات، معلمان چه در عرصه‌هاي صنفي و چه سياسي پويا‌ترين و فعال‌ترين گروه اجتماعي در اين سال‌هاي اخير بوده‌اند. به خصوص كه در شرايط خاص پس از سال‌هاي ٨٨، عملا فعاليت گروه‌هاي مرجع و اصناف ديگري همچون دانشجويان و روزنامه‌نگاران و… كم‌فروغ بود.
نتيجه اينكه، دلايل اين بي‌توجهي‌ها و تداوم نارضايتي‌ها را بايد در جاي ديگر جست‌وجو كرد. جايي كه كليت نگاه حاكميتي و سياستگذاري‌هاي كلي شكل گرفته و اجرا مي‌شود.
جايي كه به نظر مي‌آيد، مشكلات آموزش كشور و مطالبات و خواسته‌هاي فرهنگيان، اولويت دست‌چندم هم نباشد.
تجربه همه اين سال‌ها به خوبي نشان مي‌دهد به شعارها و وعده‌هاي فرادستان نمي‌توان دل بست. پس انگيزه‌هاي شغلي و حرفه‌اي را بايد در جايي ديگر جست‌وجو كرد.
در همان مراسم تجليل از مرحوم كاتوزيان، استاد سخنانش را با ذكر خاطره‌اي پايان داد. اشاره‌اي كرد به دستاوردهاي كاري‌اش در همه اين سال‌ها و در پايان بزرگ‌ترين دستاوردش را تربيت حقوقداناني برجسته در كشور معرفي كرد.
به نظر مي‌رسد براي ما معلمان نيز شوق يادگيري در دانش‌آموزان و نگاه محبت‌آميز آنها در پايان هر سال كاري؛ بزرگ‌ترين تجليل باشد. فرقي هم نمي‌كند، فقط معلم باشيم يا در كنار آموزش، فعاليت صنفي /رسانه‌اي هم انجام دهيم.
منبع : http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=700&PageNO=9
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آموزش رسمي در خدمت نابرابري‌هاي جنسيتي

خديجه پاک‌ضمير
فعال صنفی معلمان
«از همان روزهاي نخست کودکي، مدرسه نقش مهمي در شکل‌دهي به نقش‌ها و باورهاي جنسيتي افراد ايفا مي‌کند. آنچه در مدرسه به کودکان مي‌آموزند و آنچه به آساني نمي‌توانند از ياد ببرند، آن است که زن و مرد متفاوت و نابرابرند.» بدون شک، آموزش رسمي و محيط مدرسه، يکي از کارگزاران اصلي اجتماعي‌شدن است که در رقابت با ديگر عوامل جامعه‌پذيري مي‌تواند اعتقاد و رفتار مخاطبان خود را بسيار تحت‌تأثير قرار دهد. جنسيت نيز به‌عنوان نوعي شيوه تفکر و انديشيدن که در آن افراد را به زن و مرد تقسيم مي‌کنيم، چيزي است که در ما شکل مي‌گيرد. ازاين‌رو، پديده‌اي برساخته اجتماعي و متغيري فرهنگي است که به‌شدت تحت‌تأثير مؤلفه‌هاي ذهني و عيني آموزش‌هاي رسمي و غير‌رسمي قرار دارد و در ايران نيز نظام آموزشي اگرچه اغلب نه به‌صورت آشکار اما در لايه‌هاي پنهان برنامه درسي و آموزشي خود در جهت نهادينه‌کردن فرهنگ جنسيتي حرکت کرده است. دراين‌ميان کتاب‌هاي درسي به‌عنوان بخشي از اين برنامه درسي، يکي از کـارگزاران اصـلي انتقـال ارزش‌هـا و باورهاي جنسيتي در محيط مدرسه‌اند. نگاهي دقيق به محتواي کتاب‌هاي درسي به‌ويژه در مقطع ابتدايي نشان مي‌دهد که اين کتاب‌ها گرايش دارنـد زنـان و مـردان را بيشـتر در نقش‌هايي مجسم کنند که منطبق بر کليشه‌هاي سنتي و مربوط به گذشته است تـا نقش‌هاي جنسيتي مربوط به زمان حال يا آينده. در اين کتاب‌ها از زن، تصويري منفعل و وابسته به مرد نشان داده مي‌شود. زن به کرات و فقط در نقش‌هاي خانگي به تصوير کشيده مي‌شود و به‌ندرت در عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ورزشي به تصوير کشيده مي‌شود. اين کتاب‌ها در واقع بـا تجسـم تفاوت‌هاي جنسـيتي موجـود در نقش‌هاي اجتمـاعي، منزلـت اجتماعي و ويژگي‌هاي شخصيتي ديدگاهي خاص را درمورد جهان اجتماعي بـه دانش‌آموزان ارائه مي‌کنند. ازاين‌رو، کتاب‌هاي درسـي ابزارهايي هستند که مي‌توانند به‌خوبي کليشه‌هاي جنسيتي موجود را گسترش و بازتوليد نمايند يا به عکس آنها را زيـر سـؤال ببرنـد و تضـعيف يـا متحـول کننـد… . ازسوي‌ديگر، آنچه ما به‌طور رسمي و مشخص آموزش نمي‌دهيم، برجسته نمي‌کنيم و يا توضيح نمي‌دهيم، اغلب به‌عنوان يک عامل مؤثر در شکل‌گيري باورها و نگرش‌هاي دانش‌آموزان تأثير بيشتري دارد تا آنچه در برنامه درسي و آموزشي رسمي سعي در انتقال آن به آنها داريم. لايه پنهان برنامه آموزشي، ابزار تلقين بسيار پرقدرتي است زيرا فراگير و ظريف است و دانش‌آموزان و معلمان حتي ممکن است از آن به تمامي آگاه نباشند. به‌عنوان مثال، نحوه توزيع زنان و مردان در ميان کارکنان يک نهاد آموزشي ممکن است در نظر دانش‌آموزان نشان‌دهنده ميزان استعداد، شايستگي اشخاص براي احراز سمت‌هاي مختلف و همچنين نشان‌دهنده ويژگي‌هايي باشد که دو جنس به‌طور تيپيک از خود نشان مي‌دهند. در نظام آموزش‌وپرورش ايران نيز نحوه توزيع زنان و مردان در رده‌هاي بالاي مديريتي اين نهاد که در آن سهم زنان در اين مراتب مديريتي بسيار اندک است، خود عامل مهمي در شکل‌دهي و دروني‌سازي انگاره‌هاي جنسيتي در دانش‌آموزان است. ازاين‌رو، در سراسر اين نظام علي‌رغم تأکيد آن بر برابري زن و مرد در احراز نقش‌هاي جنسيتي، دانش‌آموزان عملا شاهد تفوق و برتري مردان در نقش‌هاي اجتماعي مديريتي و رهبري هستند و به‌اين‌ترتيب در مدرسه از طريق برنامه و محتواي آموزشي آشکار و پنهان، بسياري از تفاوت‌هاي جنسيتي موجود در جامعه را مي‌پذيرند و آن را نرمال و بهنجار تلقي مي‌کنند اما آنچه درپي اين آموزش‌ها به جاي مي‌ماند، به همان اندازه که به زيان زنان است، بدون شک در دنياي کنوني به زيان مردان نيز خواهد بود.
لینک کوتاه: http://vaghayedaily.ir/fa/News/64089
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گریزی به نامه 9 جامعه شناس، اقتصاددان و صاحب نظر تربیتی به کاندیداهای ریاست جمهوری

آموزش و پرورش اولویت چندم دولت بعدی است؟
روزان / نرگس ملک زاده
عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران
در زمان انتخابات که آن را نمایش و تمرین دموکراسی می نامند (بدون توجه به ایهام کلمه نمایش)، هر یک از گزینه های در معرض انتخاب سعی شان بر این است که دست بر روی حساس ترین دغدغه های انتخاب کنندگان بگذارند. کاندیداها می خواهند با ادبیاتی خاص، توجه اقشار مختلف اجتماعی و بخصوص طبقات فرودست و آسیب پذیر را جلب کرده و رای آنها را به سبد خود بریزند. تمرکز بر روی مشکلات اقتصادی با محوریت تخریب دولت های قبلی و ارائه راهکارهایی حتی غیر واقعی در جهت رفع این مشکلات، تلاشهایی است در همین راستا و کسب توجه توده ها.

ما معلمان نیز هیچگاه تمام قد در کنار هیچ دولتی نایستادیم و اگر کم و کاستی بود، بیان کردیم و به این فکر نبودیم که دولت بر سر کار دولت مطلوب و شاید گزینه ای نزدیک به نگاه سیاسی ما باشد. از همین منظر با تمام این نزدیکی های نگاه سیاسی ما به دولت یازدهم، این دولت نیز از تیررس انتقاد معلمان (فعالان صنفی) خارج نشد و در طول این چهار سال به نقد نارسایی ها پرداخته و آنچه را که درباره عملکرد وزارت خانه مربوطه بود را به آنها تذکر داده و اگر هم لازم بود، اعتراض کردیم.
یکی از این موارد مورد اعتراض بودجه آموزش و پرورش بود. کافی است به میزان هزینه کرد دولت برای این بخش فقط یک نگاهی گذرا بیندازیم. هدف ریز شدن در بند ها و تبصره ها نیست. فقط مبلغ پیشنهادی و پیش بینی شده دولت که 45میلیارد تومان بود را با مبلغ نهایی و مصوب آن در بودجه 96 یعنی 33 هزار میلیارد مقایسه کنید. کمی آن سو تر در زمان ارائه برنامه ششم توسعه، این کاستی ها و بی توجهی ها خودش را بیشتر نشان داد و تنها یک بند از 35 ماده این برنامه به آموزش و پرورش اختصاص یافت. آن هم بندی که در واقع یار و مددرسان آموزش عمومی نبود و نگاهش معطوف به بخش خصوصی و خرید خدمات بود.
درست است که امروز و در سطح این کنش یعنی انتخابات ما بیشتربه دنبال هویت ملی خود هستیم تا هویت حرفه ای، اما همچنان چشمانمان نظاره گر برنامه هایی است که تامین کننده منافع ما باشد. اگر چه حکایت فقر و فرق را بارها گفته ایم و خواهیم گفت؛ اما دنیای مطالبات صرفا محدود به دردهای استخوان سوز اقتصادیمان نخواهد شد.
به درستی به یاد ندارم که در انتخابات قبل مطالبه های مشترکی را پیگیر بوده ایم و از تمام کاندیداها خواسته ایم که برنامه ها و پیشنهادات خود را برای این مطالبات بیان کنند یا خیر؟ اما چندی پیش نامه ای را چند تن از صاحب نظران تربیتی و اهل فن درمباحث جامعه شناسی و اقتصادی خطاب به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری منتشر کردند و در آن نیز این سوال تکراری و بدون پاسخ مطرح شد که آموزش و پرورش چندمین اولویت دولت است؟ این تکراری ترین و در عین حال اساسی ترین پرسشی است که هنوز پاسخی درست و بدون حاشیه برایش بیان نشده است. گاهی نیاز نیست پاسخ سوالی را مستقیم بدهیم و عملکرد ما می تواند پاسخی رسا تر از گفتار داشته باشد؛ زیرا بارها شنیده ایم به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست.
اما این سوال این بار با وصفی تامل برانگیزتر پرسیده شده است:»کودکان و نوجوانان ایرانی غرق در بحران هستند؛ آموزش و پرورش اولویت چندم شما خواهد بود؟» بعد از طرح پنج پرسش کلیدی از کاندیداها خواهان ارائه برنامه های خود در خصوص آموزش و پرورش به عنوان زیر بنای توسعه شده اند و از آنها خواسته اند تا با بیان پاسخ به این سوالات زمینه ساز یک انتخاب به همراه آگاهی، برای جامعه فرهنگیان باشند.
در این نامه علاوه بر این سوال اساسی یعنی میزان اولویت آموزش و پرورش در برنامه های نامزدها، با بیان اینکه این سالها آموزش و پرورش مورد بهره برداری سیاسی و ابزاری قرار گرفته خواسته شده که نامزدها، تمهیدات خود را برای غلبه نکردن رویکردهای ضد توسعه و خلاقیت ستیز در آموزش و پرورش بیان کنند. در قسمتی از این نامه به نیز به درد همیشگی آموزش و پرورش یعنی مضیقه مالی پرداخته شده و در پی پاسخی برای مشکلات عریض و طویل ترین دستگاه اجرایی کشور شده اند. تامین نیروی انسانی خلاق یعنی دانشجو معلمانی که معلم هستند؛ اما هنوز نیمکت نشین دانشگاه فرهنگیان هستند. آنها در مرحله بعد در پی زنده نگه داشتن پویایی و شور معلمی در معلمان حاضر در کلاس های درس هستند.
شاید دو خواسته بعدی این صاحب نظران، کیفی ترین مطالبه از کاندیداها باشد. آنها با نقد به نظام متمرکز و بی انعطاف آموزشی و اربابی موسسات غیر رسمی بر آموزش رسمی کشور، خواهان جمع کردن سفره پر از سود برای مافیای کنکور شده اند. سفره ای که هر چه نان دارد برای موسسات است و هر چه خانواده ها آن را پر می کنند، نفعی برای فرزندانشان ندارد و بهره ای از آموزش زندگی ساز نمی برند.
آخرین سوال نیز به نوعی تکمیل کننده سوال قبل است. تاکید بر دوره پیش دبستانی مطابق با نیازهای این دوره که دوره شکل گیری شخصیت انسان هاست. دوره ای که بنا به گفته کارشناسان باید اموزش کودک منطبق بر بازی و فعالیت جسمانی باشد تا بتوان رشد هوشی و اجتماعی کودک را با انظباط بهتری مدیریت کرد. در این بند کودکان پیش دبستانی را شریک رای خود نامیدند که شاید دود این انتخاب به چشمان آنها نیز برود. در پایان این نامه مطالبه محورانه خواسته ای مطرح شده است که تمام پنج مورد را منوط به تغییر نگاه به آموزش و پرورش فراتر از یک وزارتخانه می داند و به نوعی مطالبات آموزش و پرورش را در سطح یک مطالبه ملی طرح می کند.
به هرحال موارد این چنینی همواره مطرح شده و پاسخی در خور از سوی فرادستان دریافت نشده است؛ اگر بدنبال پیشرفت و توسعه درکشور هستیم، راهی نیست جز بالندگی اموزش عمومی در کشور. این مهم بدست نمی آید به جز توجه عمیق به دغدغه ها و پرسشهایی که کارشناسان این جامعه طرح می کنند. این دقیقا همان راهی است که سالهاست که کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دنبال می کنند؛ چرا که سیاستمدارانشان به درستی دریافته اند که اموزش زیر بنای پیشرفت هرکشوری است.
شاید اگر نامزدهای امروز ریاست جمهوری و به خصوص پیروز نهایی این عرصه، رویکردی همچون تونی بلر در سال 1977 را انتخاب کنند، ما هم بتوانیم راه درست توسعه را در آموزش طی کنیم. تونی بلر پس از به قدرت رسیدن در آن سال، سیاست آموزشی نوینی را دنبال کرد؛ چرا که خوب می دانست ماندگاری در اقتصاد جهانی، نیازمند نیروی متخصص و توانمند است. وقتی از او پرسیدند اولویت اصلی دولت شما کدام است؟پاسخ تامل برانگیری داد:
آموزش، آموزش و آموزش.
12 اردیبهشت 1396 13:37
http://www.roozannews.ir/news/10099

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت_اختصاصی
روز معلم، دولت امید وناامیدی بازنشستگان فرهنگی؟
✍ فرخنده قربانی /معلم

گویی همین چند روز پیش بود ،که معلمان سراسر کشور اعم از شاغل وبازنشسته،در ستادهای آقای روحانی سر از پانشناخته ، برای موفقیت ایشان در پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تلاش میکردند. مسیر درستی راهم پیش گرفته بودند، چرا که فضای فرهنگی واجتماعی کشور،پس از پیروزی روحانی، به شکل معناداری رو به بهبود نهاد. اما آنچه معلمان خصوصا معلمان بازنشسته را افسرده وبه نوعی ناامید کرد ، ماندگاری همان وضعیت تبعیض آمیز حقوق ودریافتی بین معلمان وسایر کارمندان دولت است، واز آن اسف بار تر وضعیت دریافتی های فرهنگیان بازنشسته نسبت به فرهنگیان شاغل است که خود عزیزان شاغل نسبت به این موضوع معترض وناراحت هستند.
انتظارمی رود ، در روز وهفته معلم، گامی عملی درجهت احیا امیدهای از دست رفته صورت گیرد وهمچون سال های پیش، در این ایام شعارهای تاریخ مصرف دار داده نشود.

ماده 64 ،68،125،109 که مربوط به بازنشستگان بوده 38 سال است که در کتاب قانون خط بطلان بر روی انها کشیده شده است، آیا هدف اصلی عمل به قانون اساسی نیست؟
بازنشستگان آموزش وپرورش خواهان اجرايي شدن معوقه اصل 125در سالهای 86الی 93و
همچنين همسان سازی حقوق بازنشستگان وشاغلين آپ وساير بازنشستگان هستند،اصولی که عدم اجرای آنها ،نه تنها باعث ایجاد تبعیض بلکه موجب گسل خطرناکی بین بازنشستگان ا پ و شاغلین ا پ وسایر بازنشستگان شده است، گسلی که معلوم نیست چه عواقبی را به باربیاورد.

بازنشستگان فرهنگی خواهان همترازی حقوق و مزایای خود با بازنشستگان و شاغلین سایر ارگان ها مثل بانک ها و قضات و شرکت نفت و ادارات …….. با مدرک و سوابق مشابه هستند، امری که در حال حاضر با آن فاصله بسیارداشته واصولا مزایایی برای بازنشستگان فرهنگی نیست.

اصلاح حکم های حقوقی طبق ماده 125 از سال 1386 همچنین خسارت ناشی از آن، رساندن حداقل حقوق به بالای خط فقر،یعنی افزايش حداقل حقوق بازنشستگان به نرخ حداقل شاخص هزينه زندگي اعلام شده از طرف بانک مرکزي در ابتداي هرسال ونسبت به جدول نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی در سالهای.86الی 93موضوع ماده125قانون مديريت خدمات کشوری وتجمیع بیمه های بازنشستگان فرهنگی در قالب بیمه کارآمدو فراگیر، ازجمله خواسته هاییست که در واقع جز حقوق اولیه افراد است ولی متاسفانه ،فرهنگیان بازنشسته باید برای اجرا شدن آن، به این در وآن در بزنند.

در خواست اجرای قانون :

1- در خواسته های معلمین بازنشسته به سه ماده از قانون مدیریت خدمات کشوری توجه شده است. ماده 64 و 65 و خصوصا ماده 125 که باید طبق قانون اجرا گردد . تاریخ اجرای قانون مدیریت را 1388/1/1 در نظر می گیرند.
2- بعد از مشخص شدن بار مالی و تصویب آئین نامه ها و دستور العمل ها ی قانون مدیریت خدمات کشوری برای شاغلین کلیه دستگاه های اجرایی از 1388/1/1 اجرا شد اما برای بازنشستگان دستگاه های دولتی از آذر ماه 86 به طور ناقص اجرا شد و برای بازنشستگان دستگاه های نیمه دولتی و دستگاه های خصوصی اجرا نشد ولی امروزه اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری را از 1388/1/1 در نظر می گیرند . طرح رتبه بندی معلمین شاغل، با توجه به همین ماده 64 برای معلمین بازنشسته نیز باید اجرا گردد .

این خلاصه خواسته فرهنگیان بازنشسته است، یک خواسته حداقلی که سالهاست نادیده گرفته شده است، آیا این زیاده خواهیست و برای عمل به قانون باید التماس کرد؟ :

شما را توصیه میکنیم به عدالت مولا علی (ع)
وضعیت حقوقی بازنشستگان آموزش و پرورش در شان این قشر فرهنگی نمی باشد .
سالهای سال است خواسته هایمان نادیده گرفته شده است.
سالهای سال است شاهد فاصله طبقاتی هستیم.
دیگر توان سکوت نداریم .
به داد بازنشستگان اموزش و پرورش برسید با حقوقی که می گیرند تا دهم ماه هم نمی توانند زندگی کنند.
این خلاف عدالت است و شما داعیه دار عدالتید .
ما به شما اعتماد داریم .
ما را از خود نا امید نکنید.
مسلما ،این قشر مظلوم از دولت آقای روحانی توقع عمل به قانون رادارند، چون اگر غیر از این بود،اصولا درانتخابات به نفع ایشان تبلیغ نمیکردند وبه ایشان رای نمی دادند، پس این انتظار وجوددارد که ایشان به عنوان یک دولت محبوب ملت ،نسبت به حقوق پایمال شده فرهنگیان بازنشسته واکنش نشان داده ، وحق را به حقدار بدهند.
کانال کانون صنفی معلمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازنشستگان فرهنگی ،معلمان تاثیر گذار و روزنامه نگاران

✍محمد حبیبی
عضو کانون صنفی معلمان

پرده اول
با عصا و چهره ای فرتوت و خسته از گرد پیری ،به اهستگی گام بر می دارد.نزدیک مجلس که می رسد ،اندکی تامل می کند و با دیدن جمعی از همکارانش ،لبخندی از رضایت بر لبانش نقش می بندد.حالا نزدیک به شش ماه است که همراه با دیگر بازنشستگان فرهنگی ،تجمع می کنند و مطالباتشان را فریاد می زنند.بی انکه پاسخ درخوری دریافت کنند و بی انکه تغییری جدی در شرایط زندگی اشان ایجاد شود.اما خسته نمی شوند و همچنان ادامه می دهند.انها ایینه تمام نمای فردای معلمانی چون من هستند.فردایی که به ما نزدیک است و بزودی ما را در برمی گیرد.این خاصیت بزرگ ترین وزارت خانه کشور است.مشکلات و مطالباتت فقط در هنگامه کار و فعالیت نیست.آعاز بازنشستگی ،شروعی تازه است تا فشارهای بیشتری را متحمل شوی.برعکس همه دنیا که بازنشستگی آغاز اسودگی است.
پرده دوم
اولین دیدارمان در خانه یک دوست میسر می شود.چهره ای گندمین با لبخندی بر لب ،اولین تصویری است که از وی در ذهنم نقش می بندد.به لطف فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ،نام و تصویرش نه درسراسر ایران که در گستره ای وسیع تر ،هر بار منتشر می شود.از دیاری است فراموش شده و محروم .اما حالا نامش بر سر زبانهاست.خودش می گوید از سراسر ایران و حتی خارج از کشور با او تماس می گیرند و خواهان شریک شدن در فعالیت هایی هستند که وی برای دانش اموزان محروم سیستان و بلوچستان انجام می دهد.حالا دیگر او در این فعالیت ها تنها نیست .از تهیه صبحانه و تغذیه برای دانش اموزان بی بضاعت تا تهیه امکانات و تجهییزات برای مدارس محروم ، همه جزیی از تلاشهایی است که رامین ریگی این روزها انجام می دهد.بی شک وی یکی از معلمان تاثیر گذار و موثر در میان همکاران است که ،بی سر وصدا و بدون حاشیه ،فعالیت می کنند ،بی انکه ،کمکی از مسیولان دولتی دریافت کنند.نقطه اتکای رامین ریگی کمک هایی است که از هموطنان و همکارانش دریافت می کند.امثال رامین ریگی در این صنف فراون هستند.هر چند به اندازه او ،نامی نشده باشند.رامین ریگی ها ثابت می کنند که در همین زمانه ی رواج بی صداقتی ها و حاکمیت پول بر همه ارکان زندگی ،اگر صادقانه و عاشقانه فعالیت کنی ،هستند بی شمارانی که اعتماد کنند و دراین خیرخواهی ها همراهت باشند.
پرده سوم
برای تحویل صد وچهل هزار امضای کمپین بودجه عادلانه در مقابل مجلس جمع شده ایم که تلفن همراهم زنگ می خورد.صدای اشنای یک دوست روزنامه نگار است.در طول این دوسال بارها برای انتشار مطلب یا مصاحبه ای با هم صحبت کردیم ولی هر گز فرصتی برای دیدار ی نزدیک نبوده است .حالا این بار قرار است از نزدیک ،و چهره به چهره صحبت کنیم و گزارشی تهیه کند.با لبخندی از دور نمایان می شود و من از تصویر نقش بسته بر صفحه پروفایلش ،می شناسمش.باهم صحبت می کنیم ،گزارشش را تهیه می کند و با عجله از جمع ما جدا می شود.باید زود برگردد به دفتر روزنامه تا گزارش را برای فردا اماده کند.موقع خداحافظی به شوخی می گوید،کاش شما معلمها کاری هم برای مشکلات صنف ما و دستمزدهای پایین ما روزنامه نگاران انجام دهید.
در این سالهای فعالیت صنفی،هیچ گروهی به اندازه روزنامه نگاران در پیشبرد اهداف صنف معلمان یار و همراه نبوده است.بی شک بخش عمده تاثیر گذاری فعالیت های صنفی معلمان ،مرهون انعکاس رسانه ای این فعالیت هاست ،و روزنامه نگاران با همه خطرات و مشکلات احتمالی ،هرگز از همراهی و انعکاس رسانه ای این فعالیت ها شانه خالی نکرده اند.از بیا ن مطالبات ووخواسته ها ی معلمان در حضور فرادستان و فشار بر انها برای پاسخگویی تا گزارش تجمعات صنفی و حتی بعضا پرداختا به موضوعاتی که دریک حکم نانوشته به عنوان خطوط قرمز رسانه ای شناخته می شوند.موضوعاتی همچون بحث فعالین صنفی در بند ،که طرح ان می تواند برای خود روزنامه نگار ، که از کمترین امنیت شغلی برخوردار است ،مشکل افرین شود.
پرده چهارم
نام گذاری روز اول هفته معلم از سوی کانون صنفی معلمان به «روز بازنشستگان، معلمان موثر و روزنامه نگاران ، بی شک از اهمیت تاثیر و نقش این هر سه قشر در شرایط اجتماعی امروز صنف معلمان است.
تلاش بی حاشیه معلمان موثر ، بی شک کمکی است در جهت تداوم ، اعتماد عمومی به جامعه معلمی که مدرسه پایگاه اصلی ان است و از این طریق با قشر عظیمی از جامعه پیوند می خورد .روزنامه نگاران با انعکاس رسانه ای این فعالیت ها ، به طرح انها در دل جامعه می پردازند و معلمان بازنشسته با انتقال تجربیات خود و تلاش در جهت پیگیری مجدانه مطالبات ،همچنان به درس اموزی به فعالان صنفی شاغل مشغول هستند.
پس روز معلم ،روز همه انهایی است که به بالندگی اموزش در این کشور هر کدام از طریق و مسیری کمک می کنند.
🗞 روزنامه مردم سالاری/12 اردیبهشت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s