پرویز کاظمی :«احمدی‌نژاد چند پیغام به محمد خاتمی فرستاده است»

پرویز کاظمی، وزیر رفاه، کار و امور اجتماعی در دولت نهم و نخستین وزیر مستعفی دولت احمدی‌نژاد در گفت‌وگویی از ارسال پیغام‌های احمدی‌نژاد به محمد خاتمی پرده برداشت و گفت او می‌خواست با خاتمی دیدار کند.


پرویز کاظمی :«احمدی‌نژاد چند پیغام به محمد خاتمی فرستاده است»

روزنامه آزمان

در نامه مشايي به رئيس دولت اصلاحات كه در آستانه عيد نوروز منتشر شد مشايي و طيف منتسب به احمدي‌نژاد بيش از آنكه تلاش كنند به اصولگرايان نزديك شوند به نظر مي‌رسيد كه به شكل‌هاي مختلف تلاش مي‌كنند قرابت خود را با جريان اصلاحات نشان دهند. چرا احمدي‌نژاد در شرايط فعلي احساس مي‌كند اگر از اصولگرايان فاصله بگيرد و به اصلاح‌طلبان نزديك‌تر شود بهتر مي‌تواند به نتيجه برسد؟
بنده از برخي منابع خبري مطلع شدم كه احمدي‌نژاد به دنبال ديدار با رئيس دولت اصلاحات بوده است و در اين زمينه چندين پيغام نيز براي رئيس دولت اصلاحات ارسال كرده كه گويا با موافقت ايشان مواجه نشده است. اين در حالي است كه به نظرمي رسد در شرايط كنوني نيز احمدي‌نژاد علاقه دارد با رئيس دولت اصلاحات ديدار كند يا اينكه به شكل‌هاي مختلفي به اصلاح‌طلبان نزديك شود. احمدي‌نژاد به خوبي به اين مساله آگاهي دارد كه رئيس دولت اصلاحات از نفوذ بالايي در بين اقشار مختلف مردم و از تاثيرگذاري زيادي در انتخابات برخوردار است. از سوي ديگر نامه مشايي به رئيس دولت اصلاحات به معناي نامه احمدي‌نژاد به رئيس دولت اصلاحات است و در اين مساله نبايد هيچ شكي داشت. بدون شك اگر احمدي‌نژاد متن نامه مشايي به رئيس دولت اصلاحات را ننوشته است، بلكه آن را اصلاح كرده است، به خوبي به اين نكته پي برده است كه پايگاه راي وي در حال كاهش پيدا كردن است و به همين دليل تلاش مي‌كند ديدگاه‌هاي خود را به شكلي تبيين كند كه افكار عمومي بين ديدگاه‌هاي وي واصلاح‌طلبان احساس قرابت كنند. اين در حالي است كه هنوز هيچ منبع خبري از دريافت نامه مشايي به رئيس دولت اصلاحات و مشاهده و حتي امكان پاسخگويي به آن سخني به ميان نياورده است. به نظر مي‌رسد اصلاح‌طلبان نامه مشايي را جدي نگرفته‌اند. اين در حالي است كه از محتواي نامه مشايي به رئيس دولت اصلاحات چنين به نظر مي‌رسد كه طيف احمدي‌نژاد به دنبال اين است كه حمايت تلويحي اصلاح‌طلبان را نسبت به خود اخذ كند. به نظر مي‌رسد طيف منتسب به احمدي‌نژاد تلاش مي‌كند از هر شيوه و حربه‌اي براي رسيدن به قدرت و مطرح كردن خود استفاده كند. احمدي‌نژاد به دنبال اين است كه با نزديك شدن به اصلاح‌طلبان ضعف خود را در كاهش پايگاه اجتماعي پوشش بدهد تا همچنان بتواند در فضاي سياسي كشور مطرح باشد. بدون شك هدف نوشتن نامه به رئيس دولت اصلاحات براي گرفتن پاسخ بوده است تا در راستاي اين نامه‌نگاري‌ها ارتباط طيف منتسب به احمدي‌نژاد و اصلاح‌طلبان برقرار شود و اصطكاك بين اين دو جريان فكري كاهش پيدا كند. در نتيجه احمدي‌نژاد به دنبال كم كردن فاصله خود با اصلاح‌طلبان است و احساس مي‌كند اگر به اصلاح‌طلبان نزديك‌تر شود مي‌تواند پايگاه اجتماعي خود را تقويت كند.
آيا اين احتمال وجود دارد كه احمدي‌نژاد پس از ردصلاحيت احتمالي بقايي گزينه اصلي خود را وارد انتخابات كند يا اينكه وي خود بيش از آنكه به انتخابات رياست‌جمهوري۹۶ بينديشد در انديشه انتخابات رياست‌جمهوري۱۴۰۰ و حضور خود در انتخابات است؟
احمدي‌نژاد به خوبي به اين نكته آگاهي دارد كه احتمال عبور بقايي از كانال شوراي نگهبان بسيار ضعيف است. از سوي ديگر طيف منتسب به احمدي‌نژاد هيچ گزينه جدي نيز براي جايگزيني بقايي ندارد. به همين دليل مجبور است با رفتار و اقدامات غيرمنتظره خود را در عرصه افكار عمومي مطرح كند. در انتخابات رياست‌جمهوري سال۹۲ نيز احمدي‌نژاد با علم به اينكه مشايي مورد تاييد شوراي نگهبان قرار نمي‌گيرد دست در دست وي وارد وزارت كشور شد و در انتخابات ثبت نام كرد. اين در حالي بود كه مشايي خود نمي‌دانست وارد چه ماجرايي شده و كاملا جوزده و گيج شده بود. به نظر من عمر سياسي احمدي‌نژاد پايان پذيرفته است و بنده به ايشان توصيه مي‌كنم خود را از چنين بازي‌هايي كنار بكشد. به هر حال ايشان هشت سال رئيس‌جمهور كشور بودند و هر برنامه و سياستي كه داشتند در كشور اجرا كردند كه اغلب اين سياست‌ها و برنامه‌ها نيز به منافع ملي و مردم آسيب زده است. در نتيجه آزموده را آزمودن خطاست و آقاي احمدي‌نژاد بهتر است عطاي سياست را به لقاي آن ببخشد و مسير ديگري را براي زندگي خود در پيش بگيرد.
حضور بقايي در انتخابات تا چه حدي نظم انتخاباتي اصولگرايان را تحت تاثير قرار داده است؟ آيا حضور بقايي در انتخابات نظم انتخاباتي اصولگرايان را به هم زده است؟
اصولگرايان قبل از حضور آقاي بقايي هم داراي نظم خاصي نبودند كه بعد از حضور ايشان نظم انتخاباتي‌شان از بين برود. اصولگرايان در دو يا سه دوره اخير رياست‌جمهوري هيچ‌گاه نتوانسته‌اند به يك جمعبندي مناسب برسند و با وحدت و اجماع كامل در انتخابات حضور پيدا كنند. دليل اصلي اين مساله نيز اين است كه طيف‌هاي مختلف اصولگرايي به دليل ديدگاه‌هاي متناقضي كه دارند نمي‌توانند زير يك چتر جمع شوند و با يك رويكرد مشترك در انتخابات حضور پيدا كنند. اصولگرايان هنوز به بلوغ سياسي لازم براي تاثيرگذاري در فضاي سياسي ايران دست پيدا نكرده‌اند. به همين دليل نيز تا زماني كه نتوانند به بلوغ لازم در اين زمينه دست پيدا كنند نمي‌توانند به پيروزي در انتخابات فكر كنند. حضور بقايي به عنوان فردي كه به هر حال داراي خاستگاه اصولگرايي است نيز به تفرق و چنددستگي بيشتر اصولگرايان دامن زده است و تصميم‌گيري را براي اين جريان سياسي دشوار‌تر كرده است. در نتيجه اصولگرايان مانند انتخابات گذشته با چند دستگي و تفرقه در بين طيف‌هاي خود مواجه هستند و به همين دليل امكان رقابت با رقيب سياسي خود را كه از وضعيت متمركزتري برخودار است نخواهند داشت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s