شالیکاران، کارگران بی‌«یاور»

شال‌هاي محلي را محکم دور کمرشان مي‌بندند؛ موقع کار بايد سه تا چهار ساعت با کمرهاي خميده توي آب باشند، شال‌ها کمک مي‌کند تا کمردرد را کمتر احساس کنند. بعد از چند ساعت کار براي خوردن چاي و غذا به کنار زمين مي‌روند.


شالیکاران، کارگران بی‌«یاور»

رزوزنامه وقایع اتفاقیه

توي آب، قصه زندگي هم را تعريف مي‌کنند. گاهي با صداي بلند مي‌خندند و گاهي با سرهاي رو به‌ آب، بغضشان را فرو مي‌خورند. شاليکاري در ايران با نام زنان گره خورده و شالیزارهای شمال کشور پر است از زناني که از جواني شاليکاري کرده‌اند. زنان بهتر و سريع‌تر از مردان کار مي‌کنند، براي همين است که صاحبان زمين ترجيح مي‌دهند کارگران زمينشان زن باشند تا مرد. اینجا به کارگر، نام «یاور» می‌دهند. صاحب زمین و شالیکاران همدیگر را یاور صدا می‌زنند. این نام از روزهایی که روستاییان کارگر نمی‌گرفتند و برای شالیکاری از همسایه‌ها و خانواده کمک می‌گرفتند به یادگار مانده. روماتيسم، درد‌هاي مفصلي و تب شاليزار که هریک از آنها حداقل يک‌بار توي زندگي آن را تجربه کرده‌اند، از دردهايي است که شاليکاري براي اين زنان به ارمغان مي‌آورد. فرنگيس‌خانم، يکي از زنان شاليکار گيلاني مي‌گويد: «همه ما از جواني شاليکاري مي‌کنيم. تا وقتي هم توان راه رفتن داريم، مجبور هستيم همين کار را ادامه دهيم. عمر کار ما خيلي کم است.» زنان شاليکار در دوران کار به بيماري‌هاي زيادي مبتلا مي‌شوند. فرنگيس بابايي مي‌گويد: «شاليکاري، يعني بيماري. هرکدام از ما از يک جايي به بعد، نيمي از درآمدمان را خرج دوا و درمان مي‌کنيم. بيمه نداريم و براي درمان يک سرما‌خوردگي ساده هم باید هزينه زيادي بدهيم.» هزينه درمان زنان شاليکار، آن‌قدر زياد است که بسياري از آنها پس از ابتلا به اين بيماري‌ها به جاي مراجعه به پزشک، خود‌درماني را آغاز مي‌کنند. «خود‌درماني بعضي وقت‌ها جواب مي‌دهد اما هميشه نه. همين چند سال پيش، معصومه‌خانم تب شاليزار گرفت، آن‌قدر نرفت دکتر که با همان درد مرد.»
هزار درد هست و يک درمان نيست
فرنگيس بابايي، شاليکاري را از 15 سال پيش در رودسر شروع کرده، از همان روزها در زمين ديگران کار مي‌کرده و حالا هم هنوز همان وضعيت را دارد. او مي‌گويد: «از روزهاي اولي که شاليکاري را شروع کردم، مي‌دانستم عاقبتش همين است؛ درد هزار تا هست و درمان يکي نيست. شوهرم چند سال پيش از‌کارافتاده شد و نشست توي خانه، هفت بچه دارم که مجبورم به تنهايي خرج تحصيلشان را بدهم. به ‌خدا سيرکردن شکمشان هم سخت است، چه برسد به اينکه هزينه مدرسه و تحصيل هم بدهم.» فرنگيس خانم مي‌گويد چند سالي است که از طرف پسرش که او هم کارگري مي‌کند، بيمه تأمين‌اجتماعي شده، چند دفترچه بيمه درماني دارند که هر وقت مريض مي‌شوند، هزينه دارو و درمانشان کمتر از بقيه است. از حقوق اما خبري نيست، فقط پسرش مي‌تواند حقوق بگيرد که او هم بعيد است بتواند در چند سال آينده حق بيمه را پرداخت کند. «شوهرم که ازکارافتاده است، هيچ‌وقت هم بيمه نبوده که حالا حقوق بگيرد، ما هم مي‌توانيم بيمه شويم اما توانايي پرداخت حق بيمه را ندارم.» او از شرايط سخت و طاقت‌فرساي شاليکاري مي‌گويد: «هر روز صبح اول وقت مي‌رويم سر زمين، از همه زنان کارگر سني گذشته، جوان‌ها ديگر وارد اين کار نمي‌شوند، ما را مي‌بينند و مي‌دانند عاقبتشان چيست. هر کداممان يک‌جور دردي داريم، رماتيسم و آرتروز بين همه مشترک است. به‌خاطر گل و آب سرد رماتيسم مي‌گيريم. چند ساعت بايد توي آب سرد کار کنيم. هوا هم که گرم مي‌شود، تب شاليزار مي‌آيد. عفونت، آدم را از پا مي‌اندازد. اگر دوا و درمان نکنيم، خدا مي‌داند چه بلايي به سرمان مي‌آيد.» زنان شاليکار، معمولا روي زمين ديگران کار مي‌کنند؛ آن‌طور‌که فرنگيس خانم مي‌گويد: «صاحبان زمين معمولا خودشان کار نمي‌کنند و کارگر مي‌گيرند. کارگران روزانه 50 هزار تومان دستمزد مي‌گيرند، آن‌هم نه در تمام ايام سال بلکه تنها در ماه‌هاي کاشت، داشت و برداشت. هر زمين‌دار، کارگرانش را براي هر سه‌مرحله به خدمت مي‌گيرد. دستمزد‌ها، گاهي روزانه و گاهي هرچند ماه يک‌بار از سوي کارفرما پرداخت مي‌شود.
براساس آنچه فرنگيس بابايي، شاليکار رودسري مي‌گويد، شاليزارها در شمال کشور ديگر به شيوه سنتي گذشته اداره نمي‌شوند. صاحبان زمين از خانواده و همسايه براي شاليکاري کمک نمي‌گيرند و ترجيح مي‌دهند کارگراني را براي اين کار استخدام کنند. برخي از زمين‌داران، حتي ساکن منطقه نيستند و استخدام کارگر را هم به معتمدان خود در روستا سپرده‌اند. اين درحالي است که يکي از دلايل سازمان تأمين اجتماعي براي قرارندادن شاليکاران در ليست بيمه‌شدگان، نداشتن کارفرماست و باوجوداين، صاحبان زمين را موظف به پرداخت حق بيمه کارگران نمي‌کند.
بودجه کافي، تلاش ناکافي
محسن ايزدخواه، کارشناس سازمان تأمين اجتماعي، درباره بيمه کشاورزان از طريق صندوق بيمه اجتماعي روستاييان و عشاير مي‌گويد: «سازمان تأمين اجتماعي، خود را موظف به بيمه کشاورزان نمي‌داند. شاليکاران با وجود اينکه در دسته کارگران فصلي هم قرار مي‌گيرند اما بازهم تحت پوشش بيمه‌اي سازمان تأمين اجتماعي قرار نگرفته‌اند. مسئوليت بيمه کشاورزان با صندوق بيمه روستاييان و عشاير است که متأسفانه اين صندوق نيز دربرابر کشاورزان، خود را مسئول نمي‌داند.»
او درباره مشکلاتي که بر سر راه بيمه کشاورزان قرار دارد، مي‌گويد: «يکي از مهم‌ترين معضلات در اين بخش، اطلاع‌رساني است. بسياري از کشاورزان تمايل به بيمه‌شدن دارند اما صندوق بيمه روستاييان در اين چند سال آن‌قدر ضعيف عمل کرده که روستاييان اطلاعات کافي ندارند. علاوه‌براين، باورهاي سنتي در ميان روستاييان ما هم باعث شده تا کمتر اهميت بيمه را درک کنند.» ايزدخواه درباره بيمه‌نشدن کارگران شاليکار و ديگر کشاورزاني که در زمين کارفرما کار مي‌کنند، مي‌گويد: «در‌اين‌زمينه خلأهاي قانوني وجود دارد و چون کارفرما، قراردادي با کارگر امضا نمي‌کند نمي‌توان او را موظف يه پرداخت حق بيمه کرد. بااين‌حال، صندوق بيمه روستاييان نيز در‌اين‌زمينه توفيقي نداشته است. باوجود منابع مالي خوبي که در اختيار اين صندوق است، متأسفانه تاکنون بيمه کشاورزان بيش‌ازپيش مورد بي‌مهري قرار گرفته است.» رئيس سابق صندوق بيمه روستاييان و عشاير که عملکرد اين روزهاي صندوق را غير‌قابل دفاع نمي‌داند، مي‌گويد: زندگی همه ما در گروی کار کشاورزان است .آنها هر چه دارند را به جامعه می‌دهند، اما جامعه هیچ چیز برایشان ندارد. سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بیمه روستاییان بر اساس
لایحه‌ای که خانه کشاورز در سال‌80 در اختیار دولت قرار داد و در مجلس وقت نیز آن را به تصویب رساند، موظف شد تمامی روستاییان و عشایر را تحت پوشش بیمه‌ای قرار دهد. هدف از این طرح، ایجاد رغبت در میان کشاورزان بود تا از مهاجرت‌های بی‌سابقه‌ آنها جلوگیری شود. مصوبه‌ها درباره کشاورزان فقط در مرحله حرف باقی مانده، دولت بر اساس اصل «29» قانون اساسی موظف است آنها را تحت پوشش بیمه‌ای قرار دهد اما سوء‌مدیریت در سازمان‌ها شرایط را برای زندگی کشاورزان دشوار کرده است. مقصر اصلي دراين‌باره وزارت کار و رفاه اجتماعي است. متأسفانه در کشور ما قوانين به راحتي به فراموشي سپرده مي‌شود و هيچ‌کس احساس مسئوليت نمي‌کند. باوجود بودجه‌اي که بيش از نياز اين صندوق در اختيارش گذاشته مي‌شود اما صندوق بيمه روستاييان، هيأت‌مديره شايسته‌اي ندارد تا مشکلات روستاييان و عشاير را حل کند.» ايزدخواه ادامه مي‌دهد: «بر‌اساس قوانين، صندوق موظف است در صورتي که کشاورزان از کار افتاده شوند، بيمه بيکاري به آنها پرداخت کند. صندوق بيمه روستاييان و عشاير برخلاف تأمين اجتماعي، بيمه اختياري است. کشاورز خودش بايد حق بيمه را پرداخت کند؛ به‌دليل هزينه بالاي حق بيمه به نسبت درآمد آنها بالاست و براي همين کشاورزان از بيمه استقبال نمي‌کنند. باوجود تغيير سبک کشاورزي و استفاده از کارگران در زمين به‌دليل به‌روزنشدن قوانين، سازمان تأمين اجتماعي، حمايتي از اين کارگران نمي‌کند.»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s