ما بخشی از نیروی انتظامی هستیم!

2017-02-15_53_madrese-tanbieشیر محمدی : معلمی در کرمان بدون توجه به اینکه دانش آموز مداد نوک تیزی در دست دارد ضربه ای به دستان او می زند و مداد به گونه ای اسف بار درون پوست سر دانش آموز فرو می رود. تصویر رقت بار این حادثه در شبکه های مجازی منتشر، و موجی از احساس همدردی را در میان مردم برمی انگیزد.


ما بخشی از نیروی انتظامی هستیم!

صداوسیما در چند برنامه به این مساله می پردازد و مدیر کل آموزش و پرورش کرمان در تماسی تلفنی وعده می دهد که حتی اگر والدین دانش آموز گذشت کنند ما نمی گذریم! به مردم وعده تعلیق از کار و اخذ تست سلامت روانی از معلم را می دهد و …حال پرسش این است که چرا داستان تکراری تنبیه دانش آموزان همچنان به رغم هشدارها ادامه می یابد؟ معلمان به عواقب اینکار آگاه نیستند؟ یا اینکه قضیه پیچیده تر و ساختاری تر از این قضاوت ها است؟ پاسخ این است که مدارس هم اکنون به کانون خشونت ساختاری بر معلمان و دانش آموزان تبدیل شده اند که می توان برآیند آن در تنبیه یک طرف و بی احترامی نسبت به طرف دیگر مشاهده کرد. اجازه دهید تصویر دقیق تری از اکثر مدارس امروز ایران ( البته به جز معدودی از مدارس استعدادهای درخشان) را برایتان ترسیم کنم. وزارت آموزش و پرورش به دلیل کمبود اعتبار و کسری بودجه فزاینده، هر سال تعدادی از کلاس ها را در هم ادغام می کند( امسال تعداد متوسط دانش آموزان هر کلاس به حدود چهل نفر رسیده است!). این تعداد زیاد دانش آموز را اگر در کنار ساعت های طولانی کلاس( در دوره راهنمایی زمان به حدود ۱۰۰ دقیقه می رسد!)، کلاس های فاقد جذابیت، درس های انتزاعی، بی انگیزگی تحصیلی، فقدان استراتژی های تحول و حاکمیت گفتمان نظم در مدارس قرار دهید، نتیجه عبارت از تبدیل «معلمان» به» ماموران انتظامات «می شود! همچنین در سال های اخیر افزایش بی سابقه آسیب های اجتماعی در جامعه آثار سویی را در مدارس به جا گذاشته و آنها را به شهرهایی بی دفاع تبدیل کرده است! پیامدهای ناشی از افزایش خانواده های طلاق، خشونت های خانگی، اعتیاد والد، بدسرپرستی فرزندان ، بلوغ زودرس و … به سرعت در مدارس منتشر و فراگیر می شوند. در چنین وضعیتی بخش عمده انرژی معلمان مصروف کنترل کلاس ها، مهار آسیب ها و در نتیجه ویرانی اعصاب و روان خود می شود(کمتر معلمی حاضر است دیرتر بازنشسته شود). با حاکمیت سیاست» قبولی به هرقیمت!» در آموزش و پرورش، معلمان تنها ابزار اقتدار خود در کلاس(نمره) را از دست داده و کاملا خلع سلاح شده اند. بی توجهی برنامه های آموزشی و پرورشی مدارس به «برنامه درسی پنهان»، موجب کاهش تاثیرگذاری معلمان شده و نقش آنها را تا حد ماموران انتظامات تقلیل داده است. غرق شدن آموزش و پرورش در تمرکز گرایی و فرمالیسم هم مانع از آن می شود که شما بتوانید برنامه هایی متفاوت برای افزایش جذابیت در مدارس به اجرا بگذارید، و سیطره ایدئولوژی، فرسنگ ها میان برنامه های مدارس با واقعیت های جامعه فاصله ایجاد کرده است(در دوران حساس و خطیر بلوغ همچنان برنامه ای برای تربیت جنسی دانش آموزان وجود ندارد!). حال در چنین فضایی آکنده از آشفتگی ، روزمره گی و فقدان برنامه ای برای روزآمد و کارآمد‌ کردن مدارس، دور از انتظار نیست که صبری لبریز شود و خشونتی بیافریند یا دانش آموزی برآشوبد و حرمت معلمی را فروریزد! واقعیت این است که معلمان و دانش آموزان هر دو قربانی شرایط موجود هستند! کار حتی به جایی رسیده است که معلمان می گویند؛ تا اطلاع ثانوی ما صرفا بخشی از نیروی انتظامی هستیم ولاغیر.
برگرفته از :«کانال کانون صنفی معلمان»
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ برابر با ۱۵ فوريه ۲۰۱۷

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s