تحولات اخیر و برخی توهمات

2017-02-15_52_trump-25محمد خسروی : اخیرا آقای نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست، در صفحه فیس بوک خود، مردم «بی لیاقت» ایران را به «حماقت تاریخی» متهم کرده، آنان را «گوسفند وار» پیروان خامنه ای و خاتمی دانسته است.


تحولات اخیر و برخی توهمات

تنها او نیست که مردم را «بی شعور»، «نفهم»، «نادان» و … می پندارد، اساسا قضیه بیش از آنکه نظر این یا آن فرد باشد، بیان یک گرایش است. نقطه نظری که در تاریخ معاصر ایران، حداقل از مشروطیت به این سو، در ادبیات سیاسی – اجتماعی – فرهنگی ما بعضا به چشم می خورده است، گرچه اخیرا بشکلی گسترده تر مطرح می شود.
تفکری که علیرغم هر رنگ و لعابی، در بطن خود بغایت غیر دموکراتیک است چرا که مردم را بعنوان نیروی اصلی و تعیین کننده در تحولات و جهتگیری های اجتماعی، فاقد قدرت تشخیص می داند.
کنشگر اجتماعی که قانونمندی تحولات اجتماعی را نمی شناسد، مسیر حرکت تاریخ را خطی می بیند، مختصات فرد و جامعه را ، علیرغم وجود اشتراکات متعدد، همسان می بیند، تحلیل عینی از وزن و نقش و تغییرات وجوه مختلف حیات اجتماعی ندارد و … قطعا به نتایج مورد نظر خویش نمی رسد، لذا یا سرخورده و منزوی ، از زمین و زمان می برد ویا به برخوردهای اراده گرایانه و بعضا ماجراجویانه می غلطد. این دو رویکرد علیرغم تفاوت فاحش، اما هر دو نقطه عزیمت واحدی دارند، بی اعتقادی به شعور مردم و بی اعتمادی به قدرت مردم، هسته مرکزی و مشترک آنها است. در دستگاه نظری آنها، مردم ، در مودبانه ترین حالت، پیاده نظامی هستند که برای ایفای نقش، به رهبری و سرکردگی «قهرمان» و «برگزیده» نیازمند اند.
گرایشاتی از این دست در نظام های غیردموکراتیک و استبدادی دائمآ بازتولید شده، رشد می کنند. بعنوان مثال در نظام سلطنتی که شعار محوریش «خدا، شاه، میهن» بود و «فرامین ملوکانه» به «توشیح همایونی» رسیده و لازم الاجرا بودند ، اساسا نه تنها فضائی برای «جامعه مدنی» و یا » اعمال اراده مردم از پائین» باقی نمی گذاشت بلکه زمینه ی پذیرش ماموتی همچون «ولایت فقیه» و حاکمیت شرع را فراهم می کرد. نظام تئوکراتیک جمهوری اسلامی که در آن «حکومت، موهبتی الهی» است و نه حق مردم، جامعه به «خواص – عوام» تقسیم شده و مفاهیم «ملت – دولت» جای خود را به «امت – رهبر» داده اند، قطعا از آسمان، خلق الساعه بر سر ما نازل نشد.
گرچه نظام جمهوری اسلامی از روز اول می بایست سرنگون می شد، اما امروزه باتوجه به نتایج بغایت مخرب حاکمیت سی و هشت ساله اش، ضرورت سرنگونی و تغییر نظام ، از جانب مردم به ضرورتی عاجل و مقدم تبدیل شده است. با نگاهی گذرا به وضعیت بیکاری، گرانی، محیط زیست، آسیب های اجتماعی، سرکوب، بی قانونی، رانت خواری و … عمق فاجعه را می توان دریافت. هر روزه در سراسر کشور شاهد اعتراض و بیان نارضایتی از جانب بخش های مختلف مردم هستیم. اعتراضاتی با پتانسیل بالا که بدلائلی با پوشش و بشکلی ویژه بیان می گردند.
چشم بستن بر نارضایتی عمیق بخش های مختلف مردم و همچنین نادیده گرفتن اعتراضات هر روزه مردم در زیر تیغ و درفش حاکمان اسلامی در خوشبینانه ترین حالت، نشاندهنده «بی تجربگی!» است.
اما در عالم واقع ، اتفاقات دیگری در شرف وقوع است . تو گوئی جهان و علی الخصوص منطقه ما آماده ی اشتعال است و همزمان کسی به راس هرم قدرت جهانی پرتاب شده است که منفعتش در آتش بازی است. آن بخش از اپوزیسیون جمهوری اسلامی که خود را ، و نه مردم را، آلترناتیو قدرت می بیند، فرصت را مغتنم شمرده ، به کاخ سفید دخیل بسته است تا آنان را در ایران به قدرت برسانند. بدیهی است تحت چنین شرایطی حضور متشکل و موثر مردم نه تنها غیر ضروری، بلکه خطرناک است. بی دلیل نیست که چندی است گستاخانه تر و گسترده تر، مردم؛ «بی لیاقت، ناتوان، بی عرضه و …» اطلاق می شوند.
تقدیس شاه و شاهزاده به عنوان «پدر ملت» ، رهبر به عنوان «نماینده خدا»، و یا «ماه تابانی که قرار است به ایران برده شود» همه و همه ، علیرغم تنوع در شکل، در بی اعتقادی به شعور و قدرت مردم ، مشترک اند. و به همین دلیل در ابراز خوش خدمتی به ترامپ، با «آجر سینه می زنند».
25 بهمن

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s