کارتن خوابی؛ گور خوابی و حالا اتوبوس خوابی

image636223969664289062شاید سبک شیک تر از گورخوابی،اتوبوس خوابی باشد.سبک زندگی که تعدادی از بی خانمان های کلان شهر تهران را برآن داشته تا ترحیح دهند بجای اتراق در زیر پل ها و یا ماندن در گور دخمه های سرد قبرستان های حاشیه ای تهران، فضای بهتری را برای این شب های سرد زمستان پیدا نمایند.


کارتن خوابی؛ گور خوابی و حالا اتوبوس خوابی

نمای اول
ساعت 3 صبح به مانند عادت همیشگی برنامه کوه نوردی جمعه ها، کوله پشتیم را به دوش انداختم و به سمت خط 《بی آر تی》میدان راه آهن-تجریش به راه افتادم.نم نمک برف سفیدی در حال باریدن بود و به نظر می رسد،این دانه های سفید با بارشی یکنواخت از پاسی از شب شروع به باریدن کرده و چند سانتیمتری زمین را سپیدپوش نموده است.کارگران شهرداری با کامیونهای حمل وسایل مخصوص برفروبی زمستانی، مشغول شنپاشی خیابان ها بودند تا جاده را برای عبور ماشین ها هموار نمایند.
نمای دوم
به ایستگاه بی آر تی رسیدم،خالی بود و به جز من و متصدی ایستگاه که از فرط سرما با سری در گریبان در حال نرمش کردن بود، کس دیگری را آنجا نیافتم.پس از گذشت ده دقیقه اتوبوس بی آر تی سازمان واحد از راه رسید و سوار شدم.به غیر از من، چند نفر دیگر که بصورت پراکنده در اول و وسط و آخر در اتوبوس نشسته بودند و گویی آن که همگی خواب بودند.
روی صندلی اول نزدیک راننده نشستم و ساکم را روی صندلی کنار دستم گذاشتم.راننده با نگاهی زیر چشمی که انگار قیافه حق به جانبی داشت،سرتاپای من را برانداز کرد و گفت 《نمیخوره اینکاره باشی》 ؟! اها لباس کوهنوردی پوشیدی،کوهنوردی!
منم جواب دادم؛آره با دوستان جمعه ها برنامه قله نوردی داریم.جوابی نداد و سرش را برگرداند.با حالتی سوالی پرسیدم،فکر نمی کردم کسی غیر از من توی این برف بیرون بیاید، ولی مثل این که ماشالله اتوبوس شلوغه؟!
راننده نگاهی به من انداخت و با پوسخندی گفت:آره ماشالله همیشه اینجوری شلوغه.گفتم البته این شهر شهر 24 ساعته ای است و با جمعیتی نزدیک به دوازده،سیزده میلیون باید همیشه شلوغ باشد،مخصوصا آن که مهاجر زیادی در طول شبانه روز به تهران می آیند.راننده جوابی نداد.دوباره طاقت نیاوردم و با کنجکاوی و با حالتی جدی از راننده پرسیدم،ببخشید آقای راننده چرا اول گفتید 《بهت نمیخوره اینکاره باشی》 ؟
نگاهی به من انداخت و گفت، به پشت سری هایت با دقت نگاه کن ،متوجه می شوی.رویم را برگرداندم و به چند نفری که بصورت پراکنده روی صندلی ها نشسته بودند،نگاهی انداختم.سه مرد جوان و دو مرد میانسال و سه مرد تقریبا مسن که احساس کردم ظاهرهای ژولیده ای دارند،در تاریکی اتوبوس کم نور مشخص بودند.حدس هایی به نظرم آمد، چون قبلا گزارشی از( اسو محمدیان)یکی از روزنامه نگاران کُرد ساکن تهران در این باره خوانده بودم.به راننده گفتم بی خانمانند؟
راننده جواب داد،ای آقا بی خانمان چه عرض کنم این ها هم تبدیل به دردسری برای خود شده اند و هم برای ما،نمی دانیم با آن ها چکار کنیم.اتوبوس تبدیل به خانه آن ها شده و چون خط بی آر تی 24 ساعته است،جا و سرپناهی بهتر از اینجا پیدا نمی کنند.
پرسیدم اما این چطور امکان دارد؟جواب داد این ها از مبدا سوار می شوند و مسیر تقریبا 45 دقیقه ای شب را می خوابند و در ایستگاه پایانی پیاده می شوند و دوباره با همان اتوبوس یا اتوبوس دیگر همین مسیر را برمی گردند.در صورت اعتراض راننده ها در شب های سرد این کار را چند بار انجام می دهند تا از سرما نمیرند.آن ها هیچ جایی بهتر از اتوبوس پیدا نمی کنند.
گفتم چرا به مسئولین نمی گویید تا فکری به حالشان کنند،گفت:هزار باز گفته شده اما چکار می توانند انجام دهند،تعداد آن ها آنقدر زیاد است که مسئولین هم دیگر خسته شده اند و کاری به کارشان ندارند و ما هم در این سرما دلمان می سوزد چون خدا را خوش نمی آید که در این برف و یخبندان بیرون بخوابند و بمیرند.
نمای سوم
خیلی کنجکاو شدم و در ایستگاه آخر میدان تجریش به راننده گفتم که من خبرنگارم و می خواهم گزارشی از وضعیت آن ها تهیه کنم لذا اجازه دهد که با او همسفر شدم.او هم موافقت کرد و خوشحال شد که کسی راوی این درد شود و آن را به مردم انتقال دهد.بکلی کوهنوردی را فراموش کردم و به دنبال این سوژه افتادم. اتوبوس دیگری در پایانه تجریش نبود و راننده با اشاره ای به من گفت،خوب نگاه کن اصلا پیاده نمی شوند و جالب این است که الان چند نفر دیگر هم سوار می شوند.
نمای چهارم
برف آرام آرام در حال باریدن بود و ساعت به 4:15 دقیقه صبح رسیده بود.چند دقیقه ای را راننده در پایانه توقف کرد و من منتظر بودم که عکس العملی از مسافرین ببینم.در این بین،دو نفر با تعدادی نایلون که گویا مواد غذایی در آن بود، از کنار دیوار شمالی پایانه بیرون آمدند و سوار شدند.چند صندلی پشت سر من نشستند.از نحوه لباس و ظاهرشان متوجه شدم که کارتن خواب هستند برای تایید به راننده اشاره کردم که او هم با بله کشیده ای گفت: این ها را می شناسم و معمولا برخی شب ها مهمان اتوبوس من هستند.از راننده پرسیدم اجازه می دهد که از آن ها چند سوال بپرسم گفت الان به 《رضا》 می گویم که بیاید جوابت را بدهد.گفتم مگر آن ها را میشناسی.با خنده ای گفت این ها تبدیل به مسافران هر شب من شده اند و دیگر با هم صمیمی شده ایم.
نمای پنجم
رضا آمد،پسری سبز رو بود که سنش به 33 سال می رسید.خودش را جنوبی معرفی کرد و اینکه دو سال است که معتاد و کارتن خواب شده و خانواده او را طرد نموده اند.پرسیدم آقا رضا خیلی مثل شما توی اتوبوس زندگی می کنند،گفت:قبلا که دست زیاد نشده بود و مامورهای سازمان واحد با ما کاری نداشتند،بله؛اما الان کمی گیر بازار شده و راننده ها کمتر می گذارند ما سوار شویم و بعضی از راننده ها که شهرستانی هستند و تازه شیفت شب می شوند ما را راه نمی دهند.پرسیدم روزها چکار می کنید آیا دوباره توی اتوبوس این طرف آن طرف می روید،گفت:نه،صبح که می شود چون مردم به سر کار می روند ما دیگر نمی توانیم توی اتوبوس بمانیم و معمولا وقتی مردم ما را می بینند،اعتراض می کنند، به همین خاطر ناچاریم به پناه پارک ها یا پل ها برویم و یا در شهر به دنبال پیدا کردن روزی بگردیم.
از او پرسیدم که با دوست های دیگرت می توانم صحبت کنم.او اکبر را صدا زد و گفت عمو اکبر 5 سال است که اینجوری زندگی می کند و من در مقابل او تازه کارم.
نمای ششم
اکبر اهل غرب بود و احتمالا 50 سالی سن داشت.پسر بزرگش ازدواج کرده و دخترش 17 ساله است.از شانس بد روزگار معتاد می شود و برای کارگری به تهران می آید و در رستوران ها مشغول بکار می شود.بعد از مدتی یکی از صاحبان رستورانی که او برایش کار می کند متوجه می شود که معتاد است و او را اخراج می کند.کم کم شدت اعتیادش به قدری زیاد می شود که به خاطر ظاهرش دیگر به او کار نمی دهند و در نهایت کارتن خواب می شود.
می پرسم آقا اکبر،خبری از فرزندانت داری،جواب می دهد:آن اوایل برایشان پول می فرستادم و به آن ها تلفن می کردم اما از وقتی که حالم خراب شده دیگر خبری از آن ها ندارم و آن هم می دانند که من چه بر سرم آمده و کاری به کارم ندارند.پرسیدم خانواده ات به دنبالت نیامده اند،جواب داد:یکبار پسرم آمد و من را به شهرستان برد و مدتی آنجا بودم.حالم بهتر شد،اما دوباره تحمل نیاوردم و برگشتم.او با بغضی در گلویش گفت:《لامصب هر کسی کارتن خواب شد دیگر او را آدم حساب نمی کنند.》
اکبر تعریف کرد که چگونه غذایی هایی که شب ها با آن ها می دهند را به دوستانشان تقسیم می کنند و در اتوبوس می خورند.
او گفت:برخی اوقات راننده های تازه وارد با آن ها درگیر می شوند و راننده هایی هم هستند که در شب های سردی اینچنینی از آن ها نفری 5 هزار تومان می گیرند تا بگذارند در اتوبوس بمانند.از راننده این موضوع را پرسیدم که او هم با گفتن کلمه،متاسفم ؛تایید کرد.
نمای هفتم
به رخسار هر کدام از مسافرین که نگاه می اندازم،شرمی سراسر وجودم را فرا می گیرد.شرمی که بخاطر نداشتن توانایی در کمک به آنها مرا غمگین می نماید. به انتهای مسیر که میدان راه آهن است،می رسیم.ساعت تقریبا پنج و چند دقیقه ای از صبح شده و برف همچنان در حال باریدن است و تاریکی شب به دلیل بارش برف به سفیدی می زند.منم هم با آن ها پیاده نمی شوم و صبر میکنم که نوبت حرکت اتوبوس برسد.همه حالا دیگر خوابیده اند و من در این افکارم که چگونه می توانم راوی این درد باشم.
تعریف کارتن خوابی
کارتن خوابی یک پدیده و یک مساله شهری بوده و به طور خاص در کلان شهرها محسوس است. این پدیده یک معضل اجتماعی است که تالی فاسد آن در حوزه های دیگر مانند بهداشت، اعتیاد و… نما پیدا می کند. در حقیقت آنچه که تحت عنوان پدیده کارتن خوابی در جوامع پدید آمده است، ولد معضل شایع تری با عنوان ولگردی یا همان بی خانمانی است.
تعریف بی خانمان
بی خانمان به کسانی اطلاق می شود که به علت شرایط ویژه جسمی، روانی یا اجتماعی، جایگاه و مسکن ثابت، درآمد و شغل مناسب ندارند، حتی از حمایتهای اجتماعی و حمایت های خانواده نیز برخوردار نیستند. وضعیت کارتن خواب ها را می توان بسیار خطرناک تر یافت زیرا کارتن خواب ها علاوه بر اینکه شرایط قابل قبول اجتماعی – اقتصادی را ندارند، اغلب از مطرودان جامعه هم چون معتادان بوده که به بیماری های عفونی چون ایدز و هپاتیت نیز مبتلا هستند.معمولاً کارتن خواب ها جرائم کوچک و بزرگی را مرتکب می شوند، البته برخی از آنها متکدی هستند و یا با کارهایی مثل پاک کردن شیشه اتومبیل ها، دستفروشی و… پولی در می آورند. اما در نهایت اینکه مبتلایان این پدیده به چه کاری مشغواند به خودی خود باعث تعدیل و تخفیف اثرات سوء این معضل نخواهد شد، زیرا نفس عمل کارتن خوابی دارای تاثیرات سوء بر امنیت روانی و اجتماعی جامعه است.
تحلیل علل کارتن خوابی
در تحلیل علل کارتن خوابی به نظر جامعه شناسان، با صنعتی شدن جوامع، رقابت بین طبقات مختلف جهت کسب مزایا شدت می یابد، رقابتی که در آن تعادل چندان قدرتمندی به چشم نمی خورد، در حقیقت در این رقابت یکی غنی و دیگری فقیر است. در واقع صنعتی شدن جوامع هر چند مزایای مثبتی همچون توسعه نظام های آموزشی، پزشکی و… را در خود دارد، اما در نیمه دیگر خود فقر، اعتیاد، فحشاء و سایر معضلات را نیز به همراه خواهد داشت.نباید فراموش کرد که اوج استثمار افراد و طبقه فقیر در غرب در عصر انقلاب صنعتی پدید آمد، در حقیقت جوامع در چند حالت بیشتر دچار زخم های زشت اقتصادی نمی شوند. حالت اول، حالتی است که یک جامعه در آستانه صنعتی شدن به سر می برد و دارد به سوی توسعه یافتگی قدم بر می دارد. حالت دوم، زمانی که جامعه دچار رکود اقتصادی و بیکاری است. و حالت سوم که بدترین حالت متصور است آمیزه ای از دو وضعیت فوق می باشد. در جوامعی که در یکی از این سه دسته قرار دارند، معضلات اقتصادی- اجتماعی همچون غرور جوانی است که پیدایش آن قطعی و غیر قابل اجتناب اما قابل التیام و ترمیم است.یکی از این معضلات اقتصادی که نمایه اجتماعی پیدا می کند، پدیده کارتن خوابی است، که یا در جوامع در حال صنعتی شدن بدلیل از بین رفتن کارهای سنتی و یا در جوامع در حال رکود پدید می آید و یا هر دو حالت توأمان با هم سبب پیدایش آن می-شوند.
برخورد با پدیده بی خانمان ها
یکی از مسائل اجتماعی که امروز در شهرهای بزرگ و کلان شهر تهران تبدیل به مسئله روز شده است،پدیده کارتن خوابی و یا بی خانمانی و پرسه زنی در شهر است.تا امروز گزارش های زیادی در خصوص موضوع کارتن خوابی نوشته شده و رسانه ها هر کدام به نحوی عمق این معضل اجتماعی را نشان داده اند که نمونه اخیر آن موضوع گورخوابی در جنوب شهر تهران بود که موجب ایجاد موج عظیمی از انتقادات مردمی به مسئولان کشوری در خصوص سامان دادن به وضعیت کارتن خوابی در کشور شد.
در این باره《فاطمه دانشور》عضو شورای شهر تهران می گوید: سال ٨٦ آمار کارتن خواب های معتاد زیر ٢ هزار نفر بود اما بعد از آن و در سال 89 این آمار افزایش معناداری پیدا کرد.او می افزاید: متاسفانه هرسال ٤-٥ هزار نفر به این مجموعه اضافه شده که این افزایش چندبرابری ناشی از افزایش قیمت ها و تورم بود.

در همین رابطه علیرضا جزینی قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان این که اکثر قریب به اتفاق کارتن خواب ها دچار مشکل اعتیاد هستند،می گوید:20 هزار نفر در سطح تهران معتاد کارتن خواب داریم که برنامه ریزی با همکاری شهردار تهران برای نگهداری این افراد انجام شده است.او ادامه می دهد:پارسال 20 هزار نفر از این معتادان را در سطح کشور سامان دهی کرده ایم، نمایش معتادان کارتن خواب در سطح تهران بیشتر از سایر کلانشهرها است و ما برای این معتادان فضای کمی داریم.

گزارش-افشین غلامی
کرد پرس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s