گورخواب ها؛ زاییده ی جامعه سرمایه داری

_93149536_goor3کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری : » سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.


گورخواب ها؛ زاییده ی جامعه سرمایه داری

خیلی که هوا سرد می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گور‌هایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای اینها شده سرآغاز و سرپناه. زن، مرد و کودک؛ کارتن‌خواب‌هایی که در قبر نشسته می‌خوابند. «دیگه اینجا چوب هم برای آتیش‌زدن، پیدا نمی‌شه» این را یکی از ميهمان‌های ناخوانده این اتاق‌های تاریک و باریک می‌گوید.
یک ماهی می‌شود که سرما کارتن‌خواب‌ها را راهی کرده تا اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار ساکن شوند. عده‌ای درون گورستان و در قبرهای از پیش آماده شده و چندین خانواده در اطراف گورستان، در منطقه بلوک‌زنی و زیر کانال در چادر زندگی می‌کنند. در درون گورستان، ٣٠٠ گور از پیش آماده وجود دارد که ٥٠‌ کارتن‌خواب دست کم ٢٠ گور را اشغال کرده‌اند. در هر گور یک نفر و گاهی هم سه تا چهار نفر زندگی می‌کنند…» ( بخشی از گزارش گورخواب‌های نصیرآباد: زندگی در گور )

انتشار گزارش روزنامه شهروند در باره گورخواب‌های نصیرآباد شهریار، تحت عنوان » زندگی در گور » واکنش های مختلفی را در سطح جامعه و فضای رسانه ای و مجازی در پی داشت؛ از بیان احساسات هنرمندان گرفته تا ‌روزنامه نگاران، معلمان و دانشجویان، که هر کدام به شکلی انزجار خود را از این وضعیت بیان کردند. از سوی دیگر مسئولین محلی شهریار با تصمیم استانداری تهران، خیلی زود برای پاک کردن صورت مسئله، با هجوم به کارتن خواب ها، آنها را از این محل دور کردند. بقول یکی از ساکنین گور خواب ها: » صبح یک عده ای آمدند و با مشت و لگد ما را متفرق کردند، از شهرداری و کلانتری بودند. آنها که ما دیدیم، لباس خاصی تن شان نبود. فقط می خواستند ما را متفرق کنند. وسایل مان را بردند و رفتند. البته نه وسایل همه را. فقط به ما گفتند بروید بیرون. »

اما در لابلای خبرهای مرتبط با گورخواب های نصیرآباد یک واقعیت نهفته دیگری وجود دارد که بسیاری یا آن را ندیدند و یا به راحتی از کنار اش گذشتند و آن جامعه ای است که مناسبات انسان ها در آن، سرمایه سالار بوده و تبعیض و نابرابری های اقتصادی و اجتماعی بیداد می کند. به بیان دیگر در چنین جامعه ای، اکثریت انسان ها برای ادامه حیات، ناچارند به شکل های مختلف نیروی کار خود را به صاحبان سرمایه به فروش برسانند و در قبال آن مزدی را دریافت کنند که به سختی می تواند معاش شان را تامین کند. در مقابل استثمار اکثریت عظیم جامعه توسط سرمایه داری، فاصله طبقاتی همچنان بیشتر می شود و فقیر، فقیرتر شده و صاحبان سرمایه، ثروتمندتر می شوند. در این نظام طبقاتی، انسان مانند دیگر کالاها دیده می شود و زمانی که دیگر فروشنده نیروی کار، توانایی کار کردن نداشته باشد، او را فردی زائد و بی مصرف به حساب می آورند.
کارتن خواب ها یکی از مصائب جامعه نابرابر کنونی هستند که در سراسر دنیای سرمایه داری می توان آنها را مشاهده کرد. آنها بازمانده های ارتش ذخیره بیکاران، هم در شکوفایی و هم در بحران اقتصادی در جهان هستند که در خیابان ها و حاشیه پایتخت های مختلفی از جمله، پاریس، نیویورک، برازیلیا و تهران مشاهده می شوند. کارتن خواب ها نتیجه بیکاری روزافزون و گرانی مایحتاج زندگی در جامعه، دستمزدهای تعیین شده زیر خط فقر و دستمزدهای تحمیلی موسوم به » توافقی «، بیکارسازی ها و حقوق های معوقه کارگران می باشند. به عبارتی مادام که فقر و فلاکت گسترش یابد، حاشیه نشینی و کارتن خوابی، اعتیاد و تباهی دامنگیر بخشی از کسانی می شود که در این رقابت تنگاتگ برای امرار معاش و زنده ماندن، دیگر رمقی برای شان باقی نمی ماند.
علاوه بر این حاکمان سرمایه از طریق رسانه های مختلف، تلاش می کنند با ترویج باورهای لیبرالیستی و رواج فرد گرایی، این تفکر را در جامعه نهادینه کنند که گویا کارتن خوابی و گورخوابی امری طبیعی و عادی است و خود آنها باعث بوجود آوردن این شرایط فلاکت بار هستند و باید تاوان خطاهای خود را بپردازند! از سوی دیگر شبکه های رادیو و تلویزیونی سرمایه همواره سعی دارند نشان دهند که دوران پرداختن به این مصائب از زاویه و نگاه طبقاتی به پایان رسیده و باید از منظر » جامعه مدنی » به معضلات جامعه پرداخت و برای نمونه می گویند که برخی از وظایف دولت ها در رابطه با فقرا را باید به » انجمن های خیریه و مددکاری مردم نهاد » محول کرد! این در حالی است که بسیاری از کارگران پیشرو و انسان های اگاهی که به روشنگری در باره علل و چرایی این مصایب ناشی از سرمایه می پردازند، سرکوب می شوند.
بدون تردید راه خلاصی از این شرایط فلاکت بار، پایان دادن بردگی مزدی و لغو استثمار انسان از انسان است. اما تا آن زمان، دولت سرمایه داری به عنوان دستگاهی که مسئول مدیریت اجرایی کشوراست، باید پاسخگوی اشتغال، مسکن و نیازهای آحاد مختلف جامعه باشد. به همان درجه ای که شهروندان نیاز به آزادی بیان و اندیشه دارند، نیازمند دستمزدهایی هستند که بتوانند از امکانات شایسته زندگی امروز بهره مند شوند و آنها را به کارتون خوابی و اعتیاد، فحشا و دیگر مصائب اجتماعی نکشاند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 1395/10/10

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s